rehousing program
برنامه مسکن مجدد
rehousing initiative
ابتکار عمل مسکن مجدد
rehousing project
پروژه مسکن مجدد
rehousing scheme
طرح مسکن مجدد
rehousing support
حمایت از مسکن مجدد
rehousing services
خدمات مسکن مجدد
rehousing assistance
کمک به مسکن مجدد
rehousing options
گزینههای مسکن مجدد
rehousing needs
نیازهای مسکن مجدد
rehousing solutions
راه حل های مسکن مجدد
the city's rehousing program aims to help families in need.
برنامه بازاسکان مجدد شهر با هدف کمک به خانوادههای نیازمند است.
rehousing initiatives can improve living conditions for many.
ابتکارات بازاسکان مجدد میتوانند شرایط زندگی بسیاری را بهبود بخشند.
after the disaster, rehousing became a top priority.
پس از فاجعه، بازاسکان مجدد به اولویت اصلی تبدیل شد.
the government allocated funds for the rehousing project.
دولت بودجهای را برای پروژه بازاسکان مجدد اختصاص داد.
rehousing efforts often involve community support.
تلاشهای بازاسکان مجدد اغلب شامل حمایت جامعه میشود.
she participated in the rehousing discussions for displaced families.
او در بحثهای مربوط به بازاسکان مجدد برای خانوادههای آواره شرکت کرد.
rehousing policies should consider the needs of vulnerable populations.
سیاستهای بازاسکان مجدد باید نیازهای جمعیتهای آسیبپذیر را در نظر بگیرند.
the organization focuses on rehousing homeless individuals.
این سازمان بر بازاسکان مجدد افراد بیخانمان تمرکز دارد.
rehousing can be a complex process requiring careful planning.
بازاسکان مجدد میتواند یک فرآیند پیچیده باشد که نیاز به برنامهریزی دقیق دارد.
they launched a rehousing campaign to raise awareness.
آنها یک کمپین بازاسکان مجدد برای افزایش آگاهی راه اندازی کردند.
rehousing program
برنامه مسکن مجدد
rehousing initiative
ابتکار عمل مسکن مجدد
rehousing project
پروژه مسکن مجدد
rehousing scheme
طرح مسکن مجدد
rehousing support
حمایت از مسکن مجدد
rehousing services
خدمات مسکن مجدد
rehousing assistance
کمک به مسکن مجدد
rehousing options
گزینههای مسکن مجدد
rehousing needs
نیازهای مسکن مجدد
rehousing solutions
راه حل های مسکن مجدد
the city's rehousing program aims to help families in need.
برنامه بازاسکان مجدد شهر با هدف کمک به خانوادههای نیازمند است.
rehousing initiatives can improve living conditions for many.
ابتکارات بازاسکان مجدد میتوانند شرایط زندگی بسیاری را بهبود بخشند.
after the disaster, rehousing became a top priority.
پس از فاجعه، بازاسکان مجدد به اولویت اصلی تبدیل شد.
the government allocated funds for the rehousing project.
دولت بودجهای را برای پروژه بازاسکان مجدد اختصاص داد.
rehousing efforts often involve community support.
تلاشهای بازاسکان مجدد اغلب شامل حمایت جامعه میشود.
she participated in the rehousing discussions for displaced families.
او در بحثهای مربوط به بازاسکان مجدد برای خانوادههای آواره شرکت کرد.
rehousing policies should consider the needs of vulnerable populations.
سیاستهای بازاسکان مجدد باید نیازهای جمعیتهای آسیبپذیر را در نظر بگیرند.
the organization focuses on rehousing homeless individuals.
این سازمان بر بازاسکان مجدد افراد بیخانمان تمرکز دارد.
rehousing can be a complex process requiring careful planning.
بازاسکان مجدد میتواند یک فرآیند پیچیده باشد که نیاز به برنامهریزی دقیق دارد.
they launched a rehousing campaign to raise awareness.
آنها یک کمپین بازاسکان مجدد برای افزایش آگاهی راه اندازی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید