| صفت یا فعل حال استمراری | sheltering |
| جمع | shelters |
| زمان گذشته | sheltered |
| شکل سوم شخص مفرد | shelters |
| قسمت سوم فعل | sheltered |
take shelter
پناه گرفتن
emergency shelter
پناهگاه اضطراری
sheltered spot
محل امن
shelter oneself
خود را در پناهگاه قرار دادن
shelter from
در پناه گرفتن از
temporary shelter
پناهگاه موقت
shelter forest
جنگل پناهگاه
took shelter
پناه گرفت
shelter belt
کمربند محافظ
air-raid shelter
پناهگاه هواپیما
bomb shelter
پناهگاه بمب
tax shelter
پناهگاه مالیاتی
bus shelter
پناهگاه اتوبوس
frame a shelter for bicycles
ایجاد یک پناهگاه برای دوچرخه
take shelter in evasions
پناه گرفتن در فریبکاریها
a shelter from the sun
پناهگاهی از نور خورشید
shelter sb. for the night
سرپناه دادن به کسی برای یک شب
shelter from the rain
سرپناه از باران
a shelter of simple construction.
یک پناهگاه با ساختار ساده.
he hung back in the shelter of a rock.
او در پناه یک صخره عقب نشینی کرد.
the small hill that sheltered the house.
تپه کوچک که از خانه محافظت میکرد.
a narrow spit of land shelters the bay.
یک شريط باريك زمين خليج را محافظت ميکند.
the bus shelter at the top of the road.
ایستگاه اتوبوس در بالای خیابان.
seek shelter from rain
به دنبال پناهگاهی از باران باشید
provide food and shelter for a family.
تامین غذا و سرپناه برای یک خانواده.
take shelter from the storm.
از طوفان پناه بگیرید.
to shelter under a tree
برای پناه گرفتن زیر درخت
They built a bomb shelter below ground.
آنها یک پناهگاه بمب زیر زمین ساختند.
They sheltered beneath their umbrellas.
آنها زیر چترهای خود پناه گرفتند.
He sought shelter from the rain.
او به دنبال پناهگاهی از باران بود.
They are sheltering under the thatch.
آنها در حال پناه گرفتن زیر پوشش سقف هستند.
The family had given shelter to an old pedlar.
خانواده به یک پدربزرگ قدیمی سرپناه داده بود.
sheltered housing for old people
سرپناه برای افراد مسن
take shelter
پناه گرفتن
emergency shelter
پناهگاه اضطراری
sheltered spot
محل امن
shelter oneself
خود را در پناهگاه قرار دادن
shelter from
در پناه گرفتن از
temporary shelter
پناهگاه موقت
shelter forest
جنگل پناهگاه
took shelter
پناه گرفت
shelter belt
کمربند محافظ
air-raid shelter
پناهگاه هواپیما
bomb shelter
پناهگاه بمب
tax shelter
پناهگاه مالیاتی
bus shelter
پناهگاه اتوبوس
frame a shelter for bicycles
ایجاد یک پناهگاه برای دوچرخه
take shelter in evasions
پناه گرفتن در فریبکاریها
a shelter from the sun
پناهگاهی از نور خورشید
shelter sb. for the night
سرپناه دادن به کسی برای یک شب
shelter from the rain
سرپناه از باران
a shelter of simple construction.
یک پناهگاه با ساختار ساده.
he hung back in the shelter of a rock.
او در پناه یک صخره عقب نشینی کرد.
the small hill that sheltered the house.
تپه کوچک که از خانه محافظت میکرد.
a narrow spit of land shelters the bay.
یک شريط باريك زمين خليج را محافظت ميکند.
the bus shelter at the top of the road.
ایستگاه اتوبوس در بالای خیابان.
seek shelter from rain
به دنبال پناهگاهی از باران باشید
provide food and shelter for a family.
تامین غذا و سرپناه برای یک خانواده.
take shelter from the storm.
از طوفان پناه بگیرید.
to shelter under a tree
برای پناه گرفتن زیر درخت
They built a bomb shelter below ground.
آنها یک پناهگاه بمب زیر زمین ساختند.
They sheltered beneath their umbrellas.
آنها زیر چترهای خود پناه گرفتند.
He sought shelter from the rain.
او به دنبال پناهگاهی از باران بود.
They are sheltering under the thatch.
آنها در حال پناه گرفتن زیر پوشش سقف هستند.
The family had given shelter to an old pedlar.
خانواده به یک پدربزرگ قدیمی سرپناه داده بود.
sheltered housing for old people
سرپناه برای افراد مسن
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید