reimmerse yourself
خود را دوباره در آب فرو ببرید
reimmerse in water
دوباره در آب فرو ببرید
reimmersed completely
کاملاً دوباره فرو برده شد
reimmerse the subject
موضوع را دوباره در آب فرو ببرید
reimmerse briefly
به طور کوتاه دوباره در آب فرو ببرید
reimmerse for now
برای حال دوباره در آب فرو ببرید
reimmerse in memory
دوباره در خاطره فرو ببرید
reimmerse carefully
با احتیاط دوباره در آب فرو ببرید
reimmerse slowly
آهسته دوباره در آب فرو ببرید
we need to reimmerse ourselves in the local culture to truly understand it.
برای درک واقعی فرهنگ محلی، باید دوباره در آن غوطهور شویم.
the artist wanted to reimmerse the audience in the feeling of nostalgia.
هنرمند میخواست مخاطبان را دوباره در حس نوستالژی غوطهور کند.
the training program aims to reimmerse employees in best practices.
برنامه آموزشی هدفش غوطهور کردن مجدد کارکنان در بهترین روشهاست.
the historian sought to reimmerse himself in the archives for his research.
تاریخنگار برای تحقیقاتش تلاش کرد تا دوباره در آرشیوها غوطهور شود.
the company plans to reimmerse its brand in the consumer's mind.
شرکت قصد دارد برند خود را دوباره در ذهن مصرفکننده غوطهور کند.
she tried to reimmerse herself in the joy of painting after a long break.
او پس از یک وقفه طولانی تلاش کرد تا دوباره در شادی نقاشی غوطهور شود.
the film successfully reimmersed the viewers in a fantastical world.
فیلم به موفقیت بینندگان را در دنیایی خیالی غوطهور کرد.
the goal is to reimmerse the students in the learning process.
هدف، غوطهور کردن مجدد دانشآموزان در فرآیند یادگیری است.
the museum exhibit aims to reimmerse visitors in ancient egyptian life.
نمایشگاه موزه هدفش غوطهور کردن بازدیدکنندگان در زندگی مصر باستان است.
the composer wanted to reimmerse listeners in the beauty of classical music.
آهنگساز میخواست شنوندگان را دوباره در زیبایی موسیقی کلاسیک غوطهور کند.
the project will reimmerse the community in a sense of shared purpose.
این پروژه جامعه را دوباره در حس هدف مشترک غوطهور خواهد کرد.
reimmerse yourself
خود را دوباره در آب فرو ببرید
reimmerse in water
دوباره در آب فرو ببرید
reimmersed completely
کاملاً دوباره فرو برده شد
reimmerse the subject
موضوع را دوباره در آب فرو ببرید
reimmerse briefly
به طور کوتاه دوباره در آب فرو ببرید
reimmerse for now
برای حال دوباره در آب فرو ببرید
reimmerse in memory
دوباره در خاطره فرو ببرید
reimmerse carefully
با احتیاط دوباره در آب فرو ببرید
reimmerse slowly
آهسته دوباره در آب فرو ببرید
we need to reimmerse ourselves in the local culture to truly understand it.
برای درک واقعی فرهنگ محلی، باید دوباره در آن غوطهور شویم.
the artist wanted to reimmerse the audience in the feeling of nostalgia.
هنرمند میخواست مخاطبان را دوباره در حس نوستالژی غوطهور کند.
the training program aims to reimmerse employees in best practices.
برنامه آموزشی هدفش غوطهور کردن مجدد کارکنان در بهترین روشهاست.
the historian sought to reimmerse himself in the archives for his research.
تاریخنگار برای تحقیقاتش تلاش کرد تا دوباره در آرشیوها غوطهور شود.
the company plans to reimmerse its brand in the consumer's mind.
شرکت قصد دارد برند خود را دوباره در ذهن مصرفکننده غوطهور کند.
she tried to reimmerse herself in the joy of painting after a long break.
او پس از یک وقفه طولانی تلاش کرد تا دوباره در شادی نقاشی غوطهور شود.
the film successfully reimmersed the viewers in a fantastical world.
فیلم به موفقیت بینندگان را در دنیایی خیالی غوطهور کرد.
the goal is to reimmerse the students in the learning process.
هدف، غوطهور کردن مجدد دانشآموزان در فرآیند یادگیری است.
the museum exhibit aims to reimmerse visitors in ancient egyptian life.
نمایشگاه موزه هدفش غوطهور کردن بازدیدکنندگان در زندگی مصر باستان است.
the composer wanted to reimmerse listeners in the beauty of classical music.
آهنگساز میخواست شنوندگان را دوباره در زیبایی موسیقی کلاسیک غوطهور کند.
the project will reimmerse the community in a sense of shared purpose.
این پروژه جامعه را دوباره در حس هدف مشترک غوطهور خواهد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید