| قسمت سوم فعل | submerged |
| صفت یا فعل حال استمراری | submerging |
| جمع | submerges |
| زمان گذشته | submerged |
| شکل سوم شخص مفرد | submerges |
be submerged in the mighty torrent of history
در سیل عظیم تاریخ غوطهور شوید.
to skirt around submerged obstacles
برای دور زدن از موانع غوطه ور
The submarine can submerge very quickly.
زیر دریایی میتواند خیلی سریع غوطهور شود.
I am absolutely submerged in work.
من کاملاً غرق در کار هستم.
Who has submerged the fireplace with coom?
چه کسی شومینه را با کووم غوطهور کرده است؟
a sloop that had run foul of the submerged reef.
قایقی که با صخره زیر آب برخورد کرده بود.
tents and trailers submerged by the deluge.
چادرها و ترایلرها که در اثر سیل غرق شده اند.
His talent was submerged by his shyness.
استعداد او در سایه خجالتش غرق شد.
Its submerged requirement is overtopped lockage, thus submerged depth unnecessary for upstream surface over the top of inlet.
الزام غوطه ور آن از سطح آب بالاتر است، بنابراین عمق غوطه ور برای سطح بالایی بالای ورودی غیر ضروری است.
The car was submerged under 20 feet of water.
خودرو در 20 فوتی آب غرق شده بود.
Beware! Dangerous submerged rocks ahead.
مراقب باشید! صخرههای خطرناک زیر آب در پیش رو.
men of all political hues submerged their feuds.
مردان با تمام گرایشهای سیاسی خود دشمنیهایشان را سرکوب کردند.
the key to Derek's behaviour may lie submerged in his unhappy past.
کلید رفتار دورک ممکن است در گذشته ی غم انگیز او پنهان باشد.
substantial damage was caused by the striking of a submerged object.
آسیب جدی در اثر برخورد با یک جسم غوطه ور ایجاد شد.
the tensions submerged earlier in the campaign now came to the fore.
تنشهایی که قبلاً در جریان کمپین سرکوب شده بودند، اکنون آشکار شدند.
The ship was bilged by a submerged reef.
کشتی توسط یک صخره غوطه ور آسیب دیده بود.
submerged aquatic plant with ribbonlike leaves;
گیاه آبزی غوطه ور با برگ های نواری;
be submerged in the mighty torrent of history
در سیل عظیم تاریخ غوطهور شوید.
to skirt around submerged obstacles
برای دور زدن از موانع غوطه ور
The submarine can submerge very quickly.
زیر دریایی میتواند خیلی سریع غوطهور شود.
I am absolutely submerged in work.
من کاملاً غرق در کار هستم.
Who has submerged the fireplace with coom?
چه کسی شومینه را با کووم غوطهور کرده است؟
a sloop that had run foul of the submerged reef.
قایقی که با صخره زیر آب برخورد کرده بود.
tents and trailers submerged by the deluge.
چادرها و ترایلرها که در اثر سیل غرق شده اند.
His talent was submerged by his shyness.
استعداد او در سایه خجالتش غرق شد.
Its submerged requirement is overtopped lockage, thus submerged depth unnecessary for upstream surface over the top of inlet.
الزام غوطه ور آن از سطح آب بالاتر است، بنابراین عمق غوطه ور برای سطح بالایی بالای ورودی غیر ضروری است.
The car was submerged under 20 feet of water.
خودرو در 20 فوتی آب غرق شده بود.
Beware! Dangerous submerged rocks ahead.
مراقب باشید! صخرههای خطرناک زیر آب در پیش رو.
men of all political hues submerged their feuds.
مردان با تمام گرایشهای سیاسی خود دشمنیهایشان را سرکوب کردند.
the key to Derek's behaviour may lie submerged in his unhappy past.
کلید رفتار دورک ممکن است در گذشته ی غم انگیز او پنهان باشد.
substantial damage was caused by the striking of a submerged object.
آسیب جدی در اثر برخورد با یک جسم غوطه ور ایجاد شد.
the tensions submerged earlier in the campaign now came to the fore.
تنشهایی که قبلاً در جریان کمپین سرکوب شده بودند، اکنون آشکار شدند.
The ship was bilged by a submerged reef.
کشتی توسط یک صخره غوطه ور آسیب دیده بود.
submerged aquatic plant with ribbonlike leaves;
گیاه آبزی غوطه ور با برگ های نواری;
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید