reimplemented features
ویژگیهای پیادهسازی مجدد شده
reimplemented version
نسخه پیادهسازی مجدد شده
successfully reimplemented
به طور موفقیت آمیز پیادهسازی مجدد شد
reimplemented functionality
عملکرد پیادهسازی مجدد شده
they reimplemented
آنها پیادهسازی مجدد کردند
reimplemented system
سیستم پیادهسازی مجدد شده
reimplemented interface
واسط پیادهسازی مجدد شده
the team reimplemented the search algorithm for improved speed.
تیم الگوریتم جستجو را برای افزایش سرعت دوباره پیادهسازی کرد.
we needed to reimplement the authentication system due to security vulnerabilities.
ما به دلیل آسیبپذیریهای امنیتی نیاز داشتیم سیستم احراز هویت را دوباره پیادهسازی کنیم.
the legacy code was complex, so we decided to reimplement it from scratch.
کد قدیمی پیچیده بود، بنابراین تصمیم گرفتیم آن را از ابتدا دوباره پیادهسازی کنیم.
the developers reimplemented the user interface with a modern design.
توسعهدهندگان رابط کاربری را با طراحی مدرن دوباره پیادهسازی کردند.
after the api change, we had to reimplement several modules.
پس از تغییر API، مجبور شدیم چندین ماژول را دوباره پیادهسازی کنیم.
the project involved reimplementing the database access layer.
این پروژه شامل دوباره پیادهسازی لایه دسترسی به پایگاه داده بود.
we reimplemented the payment gateway to support new currencies.
ما درگاه پرداخت را برای پشتیبانی از ارزهای جدید دوباره پیادهسازی کردیم.
the application was reimplemented using a different framework.
برنامه با استفاده از یک چارچوب متفاوت دوباره پیادهسازی شد.
the core functionality was reimplemented with better error handling.
عملکرد اصلی با مدیریت خطای بهتر دوباره پیادهسازی شد.
the system was reimplemented to be more scalable and reliable.
سیستم برای مقیاسپذیری و قابلیت اطمینان بیشتر دوباره پیادهسازی شد.
we reimplemented the reporting module to provide more detailed insights.
ما ماژول گزارشگیری را برای ارائه بینشهای دقیقتر دوباره پیادهسازی کردیم.
reimplemented features
ویژگیهای پیادهسازی مجدد شده
reimplemented version
نسخه پیادهسازی مجدد شده
successfully reimplemented
به طور موفقیت آمیز پیادهسازی مجدد شد
reimplemented functionality
عملکرد پیادهسازی مجدد شده
they reimplemented
آنها پیادهسازی مجدد کردند
reimplemented system
سیستم پیادهسازی مجدد شده
reimplemented interface
واسط پیادهسازی مجدد شده
the team reimplemented the search algorithm for improved speed.
تیم الگوریتم جستجو را برای افزایش سرعت دوباره پیادهسازی کرد.
we needed to reimplement the authentication system due to security vulnerabilities.
ما به دلیل آسیبپذیریهای امنیتی نیاز داشتیم سیستم احراز هویت را دوباره پیادهسازی کنیم.
the legacy code was complex, so we decided to reimplement it from scratch.
کد قدیمی پیچیده بود، بنابراین تصمیم گرفتیم آن را از ابتدا دوباره پیادهسازی کنیم.
the developers reimplemented the user interface with a modern design.
توسعهدهندگان رابط کاربری را با طراحی مدرن دوباره پیادهسازی کردند.
after the api change, we had to reimplement several modules.
پس از تغییر API، مجبور شدیم چندین ماژول را دوباره پیادهسازی کنیم.
the project involved reimplementing the database access layer.
این پروژه شامل دوباره پیادهسازی لایه دسترسی به پایگاه داده بود.
we reimplemented the payment gateway to support new currencies.
ما درگاه پرداخت را برای پشتیبانی از ارزهای جدید دوباره پیادهسازی کردیم.
the application was reimplemented using a different framework.
برنامه با استفاده از یک چارچوب متفاوت دوباره پیادهسازی شد.
the core functionality was reimplemented with better error handling.
عملکرد اصلی با مدیریت خطای بهتر دوباره پیادهسازی شد.
the system was reimplemented to be more scalable and reliable.
سیستم برای مقیاسپذیری و قابلیت اطمینان بیشتر دوباره پیادهسازی شد.
we reimplemented the reporting module to provide more detailed insights.
ما ماژول گزارشگیری را برای ارائه بینشهای دقیقتر دوباره پیادهسازی کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید