reincarnation

[ایالات متحده]/ˌriːɪnkɑː'neɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ˌriɪnkɑr'neʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: n. تولد دوباره یک روح در یک بدن یا شکل جدید؛ تجلی یا تجسم جدید.
Word Forms

جملات نمونه

the reincarnation of souls

تجسد ارواح

he is said to be a reincarnation of the Hindu god Vishnu.

گفته می‌شود که او تجسمی از خدای هندو، ویشنو است.

the latest reincarnation of the hippie look.

آخرین بازآفرینی ظاهر هیپی‌ها

belief in reincarnation is common in many Eastern religions

باور به تناسخ در بسیاری از ادیان شرقی رایج است.

the concept of reincarnation is central to Hinduism and Buddhism

مفهوم تناسخ برای هندوئیسم و بودیسم بسیار مهم است.

some people claim to remember their past lives through reincarnation

برخی افراد ادعا می‌کنند که از طریق تناسخ، خاطرات زندگی گذشته خود را به یاد می‌آورند.

reincarnation is a fascinating topic that has intrigued people for centuries

تناسخ موضوعی جذاب است که قرن‌ها ذهن مردم را به خود مشغول کرده است.

many believe that reincarnation offers a chance for spiritual growth and learning

بسیاری معتقدند که تناسخ فرصتی برای رشد و یادگیری معنوی فراهم می‌کند.

the idea of reincarnation has been explored in various works of literature and art

ایده تناسخ در آثار مختلف ادبی و هنری مورد بررسی قرار گرفته است.

some cultures have rituals and practices related to reincarnation

برخی از فرهنگ‌ها آیین‌ها و سنت‌هایی مرتبط با تناسخ دارند.

reincarnation is a complex and deeply philosophical concept

تناسخ یک مفهوم پیچیده و عمیقاً فلسفی است.

the belief in reincarnation can provide comfort to those grieving the loss of a loved one

باور به تناسخ می‌تواند تسلی خاطر به کسانی که غم از دست دادن عزیزی دارند، بدهد.

reincarnation is a topic that continues to spark debate and discussion

تناسخ موضوعی است که همچنان باعث بحث و گفتگو می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید