reinterprets

[ایالات متحده]/[ˌriːɪnˈtɜːpɪt]/
[بریتانیا]/[ˌriːɪnˈtɜːrpɪt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تفسیر کردن چیزی دوباره، معمولاً به شیوه‌ای متفاوت؛ دوباره تفسیر کردن داده‌ها یا اطلاعات موجود؛ نگاه کردن یا درک کردن چیزی از منظر جدید.

عبارات و ترکیب‌ها

reinterprets data

داده ها را باز تفسیر می کند

reinterpreting evidence

شواهد را باز تفسیر می کند

reinterpreted history

تاریخ را باز تفسیر کرده است

reinterprets the facts

حقایق را باز تفسیر می کند

he reinterprets

او باز تفسیر می کند

reinterprets meaning

معنی را باز تفسیر می کند

reinterpreting results

نتایج را باز تفسیر می کند

reinterpreted views

نگرش ها را باز تفسیر کرده است

reinterprets policy

سیاست را باز تفسیر می کند

reinterprets roles

نقش ها را باز تفسیر می کند

جملات نمونه

the historian reinterprets the evidence to support a new theory.

تاریخ‌گر دلایل را بازخوانی می‌کند تا یک نظریه جدید را پشتیبانی کند.

scientists reinterpreted the data, leading to a breakthrough discovery.

دانشمندان داده‌ها را بازخوانی کردند که منجر به یک کشف شگفت‌انگیز شد.

the critic reinterprets the play, finding deeper meaning in the dialogue.

评论家重新诠释了这部戏剧,在对话中发现了更深层的意义。

the court reinterprets the law in light of the new circumstances.

دیوان قانون را با توجه به شرایط جدید بازخوانی می‌کند.

she reinterprets his actions, believing he had good intentions.

او اقدامات او را بازخوانی می‌کند و فکر می‌کند او نیت خوبی داشته است.

the artist reinterprets classic themes in a modern style.

هنرمند موضوعات کلاسیک را با سبکی مدرن بازخوانی می‌کند.

the economist reinterprets the economic trends, predicting a recession.

اقتصاد‌دان روندهای اقتصادی را بازخوانی می‌کند و رکود را پیش‌بینی می‌کند.

the company reinterprets market research to target a new demographic.

شرکت تحقیقات بازار را بازخوانی می‌کند تا یک گروه جمعیت جدید را هدف قرار دهد.

the philosopher reinterprets ancient texts, offering a fresh perspective.

فیلسوف متون باستانی را بازخوانی می‌کند و یک نگاه تازه ارائه می‌دهد.

the director reinterprets shakespeare, staging a contemporary version.

کارگردان شکسپیر را بازخوانی می‌کند و یک نسخه معاصر را تهیه می‌کند.

he reinterprets the situation, seeing an opportunity where others see a problem.

او موقعیت را بازخوانی می‌کند و جایی که دیگران یک مشکل می‌بینند، یک فرصت می‌بیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید