reinvention

[ایالات متحده]/ˌriːɪnˈvɛnʃən/
[بریتانیا]/ˌriːɪnˈvɛnʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ایجاد چیزی دوباره یا به شیوه‌ای متفاوت

عبارات و ترکیب‌ها

personal reinvention

بازسازی شخصی

business reinvention

بازسازی کسب و کار

creative reinvention

بازسازی خلاقانه

cultural reinvention

بازسازی فرهنگی

digital reinvention

بازسازی دیجیتال

social reinvention

بازسازی اجتماعی

self reinvention

خودبازسازی

organizational reinvention

بازسازی سازمانی

strategic reinvention

بازسازی استراتژیک

rapid reinvention

بازسازی سریع

career reinvention

بازسازی شغلی

جملات نمونه

his reinvention of the classic recipe was a huge success.

بازآفرینی او از دستورالعمل کلاسیک یک موفقیت بزرگ بود.

the company's reinvention strategy helped it stay competitive.

استراتژی بازآفرینی شرکت به آن کمک کرد تا رقابتی بماند.

she believes in the reinvention of herself every few years.

او معتقد است که هر چند سال یکبار خود را دوباره نوآوری کند.

reinvention is essential for personal growth and development.

بازآفرینی برای رشد و توسعه شخصی ضروری است.

the artist's reinvention of her style amazed her fans.

بازآفرینی سبک هنرمند توسط طرفدارانش شگفت زده شد.

his book explores the theme of reinvention in modern society.

کتاب او مضمون بازآفرینی را در جامعه مدرن بررسی می‌کند.

reinvention can lead to new opportunities and experiences.

بازآفرینی می‌تواند منجر به فرصت‌ها و تجربیات جدید شود.

the reinvention of traditional practices can attract younger audiences.

بازآفرینی روش‌های سنتی می‌تواند مخاطبان جوان‌تر را جذب کند.

she underwent a complete reinvention after moving to a new city.

او پس از نقل مکان به یک شهر جدید، یک بازآفرینی کامل انجام داد.

his career reinvention was inspired by his passion for technology.

بازآفرینی شغلی او الهام گرفته از اشتیاق او به فناوری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید