reinvents the wheel
چرخ را دوباره اختراع میکند
reinvents itself
خود را دوباره اختراع میکند
reinvents tradition
سنّت را دوباره اختراع میکند
reinvents success
موفقیت را دوباره اختراع میکند
reinvents education
آموزش را دوباره اختراع میکند
reinvents design
طراحی را دوباره اختراع میکند
reinvents fashion
مد را دوباره اختراع میکند
reinvents technology
فناوری را دوباره اختراع میکند
reinvents marketing
بازاریابی را دوباره اختراع میکند
reinvents storytelling
داستانسرایی را دوباره اختراع میکند
reinvents business
کسبوکار را دوباره اختراع میکند
reinvents culture
فرهنگ را دوباره اختراع میکند
reinvents strategy
استراتژی را دوباره اختراع میکند
the artist reinvents traditional art forms.
هنرمند فرمهای سنتی هنر را دوباره نوآوری میکند.
the company reinvents its branding strategy every few years.
شرکت هر چند سال یک بار استراتژی برندسازی خود را دوباره نوآوری میکند.
technology reinvents the way we communicate.
فناوری روش ارتباط ما را دوباره نوآوری میکند.
she reinvents her personal style with each season.
او با هر فصل سبک شخصی خود را دوباره نوآوری میکند.
the chef reinvents classic recipes with modern twists.
سرآشپز دستور العملهای کلاسیک را با پیچشهای مدرن دوباره نوآوری میکند.
the film reinvents the superhero genre.
فیلم ژانر ابرقهرمان را دوباره نوآوری میکند.
the musician reinvents his sound on every album.
موسیقیدان در هر آلبوم صدای خود را دوباره نوآوری میکند.
the fashion designer reinvents trends each year.
طراح مد هر سال روندها را دوباره نوآوری میکند.
the startup reinvents how we think about transportation.
شرکت نوپا روش تفکر ما در مورد حمل و نقل را دوباره نوآوری میکند.
he reinvents his approach to problem-solving regularly.
او به طور منظم روش خود را در حل مشکلات دوباره نوآوری میکند.
reinvents the wheel
چرخ را دوباره اختراع میکند
reinvents itself
خود را دوباره اختراع میکند
reinvents tradition
سنّت را دوباره اختراع میکند
reinvents success
موفقیت را دوباره اختراع میکند
reinvents education
آموزش را دوباره اختراع میکند
reinvents design
طراحی را دوباره اختراع میکند
reinvents fashion
مد را دوباره اختراع میکند
reinvents technology
فناوری را دوباره اختراع میکند
reinvents marketing
بازاریابی را دوباره اختراع میکند
reinvents storytelling
داستانسرایی را دوباره اختراع میکند
reinvents business
کسبوکار را دوباره اختراع میکند
reinvents culture
فرهنگ را دوباره اختراع میکند
reinvents strategy
استراتژی را دوباره اختراع میکند
the artist reinvents traditional art forms.
هنرمند فرمهای سنتی هنر را دوباره نوآوری میکند.
the company reinvents its branding strategy every few years.
شرکت هر چند سال یک بار استراتژی برندسازی خود را دوباره نوآوری میکند.
technology reinvents the way we communicate.
فناوری روش ارتباط ما را دوباره نوآوری میکند.
she reinvents her personal style with each season.
او با هر فصل سبک شخصی خود را دوباره نوآوری میکند.
the chef reinvents classic recipes with modern twists.
سرآشپز دستور العملهای کلاسیک را با پیچشهای مدرن دوباره نوآوری میکند.
the film reinvents the superhero genre.
فیلم ژانر ابرقهرمان را دوباره نوآوری میکند.
the musician reinvents his sound on every album.
موسیقیدان در هر آلبوم صدای خود را دوباره نوآوری میکند.
the fashion designer reinvents trends each year.
طراح مد هر سال روندها را دوباره نوآوری میکند.
the startup reinvents how we think about transportation.
شرکت نوپا روش تفکر ما در مورد حمل و نقل را دوباره نوآوری میکند.
he reinvents his approach to problem-solving regularly.
او به طور منظم روش خود را در حل مشکلات دوباره نوآوری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید