reiterates

[ایالات متحده]/riːˈaɪtəreɪts/
[بریتانیا]/riˈaɪtəreɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را دوباره یا چندین بار گفتن، معمولاً برای تأکید یا وضوح

عبارات و ترکیب‌ها

reiterates the importance

تأکید مجدد بر اهمیت

reiterates the message

تأکید مجدد بر پیام

reiterates our commitment

تأکید مجدد بر تعهد ما

reiterates key points

تأکید مجدد بر نکات کلیدی

reiterates his stance

تأکید مجدد بر موضع او

reiterates the need

تأکید مجدد بر ضرورت

reiterates their concerns

تأکید مجدد بر نگرانی‌های آنها

reiterates our goals

تأکید مجدد بر اهداف ما

reiterates safety protocols

تأکید مجدد بر پروتکل‌های ایمنی

reiterates the plan

تأکید مجدد بر برنامه

reiterates the point

تأکید مجدد بر نکته

reiterates the facts

تأکید مجدد بر حقایق

reiterates the rules

تأکید مجدد بر قوانین

reiterates the guidelines

تأکید مجدد بر دستورالعمل‌ها

reiterates the agreement

تأکید مجدد بر توافق

reiterates the policy

تأکید مجدد بر سیاست

reiterates the commitment

تأکید مجدد بر تعهد

جملات نمونه

the teacher reiterates the importance of studying regularly.

معلم بارها بر اهمیت مطالعه منظم تاکید می‌کند.

the report reiterates the company's commitment to sustainability.

گزارش تعهد شرکت به پایداری را مجدداً بیان می‌کند.

she reiterates her point during the meeting to ensure clarity.

او در طول جلسه برای اطمینان از وضوح، نکته خود را مجدداً بیان می‌کند.

the speaker reiterates the need for action on climate change.

سخنرانی نیاز به اقدام در مورد تغییرات آب و هوایی را مجدداً بیان می‌کند.

the article reiterates the benefits of regular exercise.

مقاله مزایای ورزش منظم را مجدداً بیان می‌کند.

the manager reiterates the deadlines to keep the team on track.

مدیر مهلت‌ها را برای حفظ روند کار تیم مجدداً بیان می‌کند.

he reiterates his support for the initiative at every opportunity.

او از هر فرصتی برای حمایت از این طرح استفاده می‌کند و مجدداً آن را بیان می‌کند.

the guidelines reiterate the rules for safety procedures.

دستورالعمل‌ها قوانین رویه‌های ایمنی را مجدداً بیان می‌کنند.

the coach reiterates the strategies before the big game.

مربی استراتژی‌ها را قبل از بازی بزرگ مجدداً بیان می‌کند.

the document reiterates the terms of the agreement clearly.

سند شرایط توافق را به وضوح مجدداً بیان می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید