vetoing

[ایالات متحده]/ˈviːtəʊɪŋ/
[بریتانیا]/ˈviːtoʊɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حق رد یا ممنوع کردن چیزی
v. رد یا ممنوع کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

vetoing a decision

مهار کردن تصمیم

vetoing legislation

مهار کردن قانون‌گذاری

vetoing a proposal

مهار کردن پیشنهاد

vetoing an agreement

مهار کردن توافق

vetoing a motion

مهار کردن پیشنهاد

vetoing changes

مهار کردن تغییرات

vetoing actions

مهار کردن اقدامات

vetoing candidates

مهار کردن نامزدها

vetoing agreements

مهار کردن توافقات

vetoing policies

مهار کردن سیاست‌ها

جملات نمونه

the president is vetoing the proposed legislation.

رئیس‌جمهور در حال وتو کردن قانون‌گذاری پیشنهادی است.

vetoing the budget cuts was a tough decision.

وتو کردن کاهش بودجه تصمیم سختی بود.

the committee is considering vetoing the new policy.

کمیته در حال بررسی وتوی سیاست جدید است.

his vetoing of the motion surprised everyone.

وتوی او در مورد پیشنهاد، همه را شگفت‌زده کرد.

they are worried about vetoing important reforms.

آنها نگران وتوی اصلاحات مهم هستند.

the governor is vetoing several bills this session.

استاندار در حال وتوی چندین لایحه در این دوره است.

vetoing the agreement could lead to further negotiations.

وتوی توافقنامه می‌تواند منجر به مذاکرات بیشتر شود.

vetoing the contract was necessary for the company's future.

وتوی قرارداد برای آینده شرکت ضروری بود.

some members are against vetoing the proposal.

برخی از اعضا مخالف وتوی پیشنهاد هستند.

the mayor is considering vetoing the housing project.

شهردار در حال بررسی وتوی پروژه مسکن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید