spurning

[ایالات متحده]/spɜːnɪŋ/
[بریتانیا]/spɜrnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل رد کردن یا کنار گذاشتن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

spurning all offers

نادیده گرفتن تمام پیشنهادها

spurning their help

نادیده گرفتن کمک آنها

spurning the chance

نادیده گرفتن فرصت

spurning my advice

نادیده گرفتن نصیحت من

spurning the truth

نادیده گرفتن حقیقت

spurning good fortune

نادیده گرفتن اقبال خوب

spurning their love

نادیده گرفتن عشق آنها

spurning the proposal

نادیده گرفتن پیشنهاد

spurning the invitation

نادیده گرفتن دعوت

spurning common sense

نادیده گرفتن عقل سلیم

جملات نمونه

he was spurning all offers of help.

او تمام پیشنهادهای کمک را رد می‌کرد.

she is spurning the chance to travel abroad.

او فرصت سفر به خارج از کشور را رد می‌کند.

spurning tradition, they chose a modern wedding.

با بی‌توجهی به سنت، آنها یک عروسی مدرن انتخاب کردند.

he is spurning the advice of his colleagues.

او نصیحت همکاران خود را رد می‌کند.

she was spurning the idea of a corporate job.

او ایده یک شغل شرکتی را رد می‌کرد.

spurning the spotlight, he preferred to stay out of fame.

با بی‌توجهی به توجه رسانه‌ها، او ترجیح داد از شهرت دور بماند.

they are spurning the latest fashion trends.

آنها آخرین ترندهای مد را رد می‌کنند.

spurning the rules, she decided to take a risk.

با بی‌توجهی به قوانین، او تصمیم گرفت ریسک کند.

he is spurning the comfort of a stable job.

او راحتی یک شغل ثابت را رد می‌کند.

spurning conventional wisdom, they forged their own path.

با بی‌توجهی به خرد متعارف، آنها مسیر خود را ترسیم کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید