| جمع | relivings |
reliving memories
باز زندگی کردن خاطرات
reliving moments
باز زندگی کردن لحظات
reliving experiences
باز زندگی کردن تجربیات
reliving joy
باز زندگی کردن شادی
reliving past
باز زندگی کردن گذشته
reliving dreams
باز زندگی کردن رویاها
reliving history
باز زندگی کردن تاریخ
reliving love
باز زندگی کردن عشق
reliving adventures
باز زندگی کردن ماجراجوییها
reliving laughter
باز زندگی کردن خنده
reliving old memories can bring both joy and sadness.
بازکاوی خاطرات گذشته میتواند هم شادی و هم غم به ارمغان بیاورد.
she spent the afternoon reliving her childhood adventures.
او بعد از ظهر را به یادآوری ماجراهای دوران کودکی خود گذراند.
reliving the past helps us understand our present better.
بازگشت به گذشته به ما کمک میکند تا حال خود را بهتر درک کنیم.
he finds comfort in reliving his favorite travel experiences.
او در یادآوری تجربیات سفر مورد علاقهاش آرامش مییابد.
reliving moments with loved ones can be bittersweet.
یادآوری لحظاتی با عزیزان میتواند شیرین و تلخ باشد.
she enjoys reliving the excitement of her graduation day.
او از یادآوری هیجان روز فارغ التحصیلی خود لذت میبرد.
reliving past successes can boost your confidence.
یادآوری موفقیتهای گذشته میتواند اعتماد به نفس شما را افزایش دهد.
he often finds himself reliving the thrill of his first concert.
او اغلب خود را در حال یادآوری هیجان اولین کنسرت خود مییابد.
reliving a favorite movie scene can be a fun escape.
یادآوری صحنهای مورد علاقه از یک فیلم میتواند یک فرار سرگرم کننده باشد.
she was reliving the joy of her wedding day in her mind.
او در ذهنش در حال یادآوری شادی روز عروسی خود بود.
reliving memories
باز زندگی کردن خاطرات
reliving moments
باز زندگی کردن لحظات
reliving experiences
باز زندگی کردن تجربیات
reliving joy
باز زندگی کردن شادی
reliving past
باز زندگی کردن گذشته
reliving dreams
باز زندگی کردن رویاها
reliving history
باز زندگی کردن تاریخ
reliving love
باز زندگی کردن عشق
reliving adventures
باز زندگی کردن ماجراجوییها
reliving laughter
باز زندگی کردن خنده
reliving old memories can bring both joy and sadness.
بازکاوی خاطرات گذشته میتواند هم شادی و هم غم به ارمغان بیاورد.
she spent the afternoon reliving her childhood adventures.
او بعد از ظهر را به یادآوری ماجراهای دوران کودکی خود گذراند.
reliving the past helps us understand our present better.
بازگشت به گذشته به ما کمک میکند تا حال خود را بهتر درک کنیم.
he finds comfort in reliving his favorite travel experiences.
او در یادآوری تجربیات سفر مورد علاقهاش آرامش مییابد.
reliving moments with loved ones can be bittersweet.
یادآوری لحظاتی با عزیزان میتواند شیرین و تلخ باشد.
she enjoys reliving the excitement of her graduation day.
او از یادآوری هیجان روز فارغ التحصیلی خود لذت میبرد.
reliving past successes can boost your confidence.
یادآوری موفقیتهای گذشته میتواند اعتماد به نفس شما را افزایش دهد.
he often finds himself reliving the thrill of his first concert.
او اغلب خود را در حال یادآوری هیجان اولین کنسرت خود مییابد.
reliving a favorite movie scene can be a fun escape.
یادآوری صحنهای مورد علاقه از یک فیلم میتواند یک فرار سرگرم کننده باشد.
she was reliving the joy of her wedding day in her mind.
او در ذهنش در حال یادآوری شادی روز عروسی خود بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید