| جمع | remnants |
the last remnant
آخرین بقایای
remnant population
جمعیت باقیمانده
supernova remnant
بقایای ابرنواختر
a remnant of the past.
باقماندهای از گذشته
the remnants of a feast
باقماندههای یک جشن
a remnant of the feudal times
باقماندهای از دوران فئودال
the remnants of the feast
باقماندههای جشن
remnant strands of hair.
تارهای باقیمانده مو
some remnant feeling of disgrace
احساس شرمسندگی باقیماندهای
Even today remnants of this practice remain.
حتی امروزه، بقایای این عمل باقی مانده است.
remnants of the reagent may give a false reading.
باقیماندههای معرف ممکن است باعث ایجاد نتیجهگیری نادرست شود.
a remnant of his past glory.See Synonyms at remainder
باقیمانده شکوه گذشته او. برای یافتن مترادفها به بخش 'باقیمانده' مراجعه کنید
Even at this hour it was acrawl with men, builders pushing up a new switchback stair to join the remnants of the old.
حتی در این ساعت، مملو از مردان بود، سازندگان در حال بالا کشیدن یک پله مارپیچ جدید برای پیوستن به بقایای قدیمی.
There was a distinct ancient endemism phenomenon in spermatophyte flora, owning to being 8 relict and remnant endemism genera in the total of 9.
یک پدیده اندمیسم باستانی متمایز در گیاهان فنولوژیک وجود داشت، به این دلیل که در مجموع 9 گونه اندمیسم باستانی و باقیمانده وجود داشت.
The purpose of bleaching is to wipe off some pigment minim-metal ,soap, lecithoid ,remnant pesticide and other impurity.
هدف از سفید کردن از بین بردن برخی از رنگدانه های مینیم-فلز، صابون، لسیتوئید، بقایای آفت کش و سایر ناخالصی ها است.
Reserves geological and microtectonics fe ature play important control function of remnant oil distribution.Taking the Se ries as a whole, it is eviden...
ویژگیهای زمینشناسی و ریزتکتونیک نقش مهمی در کنترل توزیع نفت باقیمانده ایفا میکنند. با در نظر گرفتن کل سری، این موضوع آشکار است...
Grant Gaskin (Gaskin): Our hotel is very elegant and sophisticated, but not hip or trendy.In her we can see both the remnant of the old concession era and contemporary spirit.
گرنت گاسکین (گاسکین): هتل ما بسیار مجلل و باوقار است، اما نه باحال یا مد روز. در او میتوانیم هم بقایای دوران امتیازات قدیمی و هم روحیه معاصر را ببینیم.
9 Thus says the LORD of hosts: Glean, glean like a vine the remnant of Israel; Pass your hand, like a vintager, repeatedly over the tendrils.
9 اینگونه میگوید خداوند ارتشها: درو کنید، درو کنید مانند تاکبلند، بازمانده اسرائیل؛ دست خود را مانند یک تاکساز، بارها بر روی پیچهها بگذرانید.
The untouched leavings from the banquet made a fine meal for the kitchen staff. Althoughremains often specifically refers to a corpse, it also applies to remnants, fragments, and relics, as of times past:
ضایعات دست نخورده از مهمانی یک وعده غذایی خوب برای کارکنان آشپزخانه بود. اگرچه بقایای اغلب به طور خاص به جسد اشاره دارد، اما برای بقایای، تکهها و آثار باستانی نیز اعمال میشود، مانند زمانهای گذشته:
Methods:Under the condition of toponarcosis,using turbine machine to cut off the dental crown,then weging into the elevator to stick out the remnant wisdom tooth.
روش ها: در شرایط توپانارکوزیس، با استفاده از دستگاه توربین برای برش تاج دندان، سپس با استفاده از ویجینگ به داخل آسانسور برای بیرون آوردن دندان عقل باقیمانده.
and about his shelves a beggarly account of empty boxes, green earthen pots, bladders and musty seeds, remnants of packthread and old cakes of roses, were thinly scatter'd, to make up a show.
و در اطراف قفسههایش، شرحی حقیرانه از جعبههای خالی، گلدانهای خاکی سبز، پوششها و دانههای کهنه، بقایای نخ بستهبندی و کیکهای قدیمی گل رز، به طور پراکنده پخش شده بودند تا نمایشی ایجاد کنند.
the last remnant
آخرین بقایای
remnant population
جمعیت باقیمانده
supernova remnant
بقایای ابرنواختر
a remnant of the past.
باقماندهای از گذشته
the remnants of a feast
باقماندههای یک جشن
a remnant of the feudal times
باقماندهای از دوران فئودال
the remnants of the feast
باقماندههای جشن
remnant strands of hair.
تارهای باقیمانده مو
some remnant feeling of disgrace
احساس شرمسندگی باقیماندهای
Even today remnants of this practice remain.
حتی امروزه، بقایای این عمل باقی مانده است.
remnants of the reagent may give a false reading.
باقیماندههای معرف ممکن است باعث ایجاد نتیجهگیری نادرست شود.
a remnant of his past glory.See Synonyms at remainder
باقیمانده شکوه گذشته او. برای یافتن مترادفها به بخش 'باقیمانده' مراجعه کنید
Even at this hour it was acrawl with men, builders pushing up a new switchback stair to join the remnants of the old.
حتی در این ساعت، مملو از مردان بود، سازندگان در حال بالا کشیدن یک پله مارپیچ جدید برای پیوستن به بقایای قدیمی.
There was a distinct ancient endemism phenomenon in spermatophyte flora, owning to being 8 relict and remnant endemism genera in the total of 9.
یک پدیده اندمیسم باستانی متمایز در گیاهان فنولوژیک وجود داشت، به این دلیل که در مجموع 9 گونه اندمیسم باستانی و باقیمانده وجود داشت.
The purpose of bleaching is to wipe off some pigment minim-metal ,soap, lecithoid ,remnant pesticide and other impurity.
هدف از سفید کردن از بین بردن برخی از رنگدانه های مینیم-فلز، صابون، لسیتوئید، بقایای آفت کش و سایر ناخالصی ها است.
Reserves geological and microtectonics fe ature play important control function of remnant oil distribution.Taking the Se ries as a whole, it is eviden...
ویژگیهای زمینشناسی و ریزتکتونیک نقش مهمی در کنترل توزیع نفت باقیمانده ایفا میکنند. با در نظر گرفتن کل سری، این موضوع آشکار است...
Grant Gaskin (Gaskin): Our hotel is very elegant and sophisticated, but not hip or trendy.In her we can see both the remnant of the old concession era and contemporary spirit.
گرنت گاسکین (گاسکین): هتل ما بسیار مجلل و باوقار است، اما نه باحال یا مد روز. در او میتوانیم هم بقایای دوران امتیازات قدیمی و هم روحیه معاصر را ببینیم.
9 Thus says the LORD of hosts: Glean, glean like a vine the remnant of Israel; Pass your hand, like a vintager, repeatedly over the tendrils.
9 اینگونه میگوید خداوند ارتشها: درو کنید، درو کنید مانند تاکبلند، بازمانده اسرائیل؛ دست خود را مانند یک تاکساز، بارها بر روی پیچهها بگذرانید.
The untouched leavings from the banquet made a fine meal for the kitchen staff. Althoughremains often specifically refers to a corpse, it also applies to remnants, fragments, and relics, as of times past:
ضایعات دست نخورده از مهمانی یک وعده غذایی خوب برای کارکنان آشپزخانه بود. اگرچه بقایای اغلب به طور خاص به جسد اشاره دارد، اما برای بقایای، تکهها و آثار باستانی نیز اعمال میشود، مانند زمانهای گذشته:
Methods:Under the condition of toponarcosis,using turbine machine to cut off the dental crown,then weging into the elevator to stick out the remnant wisdom tooth.
روش ها: در شرایط توپانارکوزیس، با استفاده از دستگاه توربین برای برش تاج دندان، سپس با استفاده از ویجینگ به داخل آسانسور برای بیرون آوردن دندان عقل باقیمانده.
and about his shelves a beggarly account of empty boxes, green earthen pots, bladders and musty seeds, remnants of packthread and old cakes of roses, were thinly scatter'd, to make up a show.
و در اطراف قفسههایش، شرحی حقیرانه از جعبههای خالی، گلدانهای خاکی سبز، پوششها و دانههای کهنه، بقایای نخ بستهبندی و کیکهای قدیمی گل رز، به طور پراکنده پخش شده بودند تا نمایشی ایجاد کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید