reminded me
به من یادآوری کرد
reminded him
به او یادآوری کرد
reminded her
به او یادآوری کرد
reminded us
به ما یادآوری کرد
reminded them
به آنها یادآوری کرد
reminded of
یادآوری از
reminded about
یادآوری درباره
reminded once
یک بار یادآوری کرد
reminded again
دوباره یادآوری کرد
reminded me about
به من یادآوری کرد درباره
she reminded me to submit my report on time.
او به من یادآوری کرد که گزارش خود را به موقع ارسال کنم.
the teacher reminded the students about the upcoming exam.
معلم به دانش آموزان درباره امتحان آینده یادآوری کرد.
he reminded her of their first meeting.
او به او درباره اولین ملاقاتشان یادآوری کرد.
the smell of cookies reminded me of my childhood.
بوی کوکی ها مرا به دوران کودکی ام یادآوری کرد.
she was reminded of the importance of teamwork.
او از اهمیت کار گروهی یادآوری شد.
my friend reminded me to take my medicine.
دوست من به من یادآوری کرد داروی خود را مصرف کنم.
the movie reminded him of his favorite book.
فیلم او را به کتاب مورد علاقه اش یادآوری کرد.
they reminded us to stay hydrated during the hike.
آنها به ما یادآوری کردند در طول پیاده روی آب بنوشیم.
her smile reminded me of a sunny day.
لبخندش مرا به یک روز آفتابی یادآوری کرد.
the announcement reminded everyone to be quiet.
اعلان به همه یادآوری کرد که ساکت باشند.
reminded me
به من یادآوری کرد
reminded him
به او یادآوری کرد
reminded her
به او یادآوری کرد
reminded us
به ما یادآوری کرد
reminded them
به آنها یادآوری کرد
reminded of
یادآوری از
reminded about
یادآوری درباره
reminded once
یک بار یادآوری کرد
reminded again
دوباره یادآوری کرد
reminded me about
به من یادآوری کرد درباره
she reminded me to submit my report on time.
او به من یادآوری کرد که گزارش خود را به موقع ارسال کنم.
the teacher reminded the students about the upcoming exam.
معلم به دانش آموزان درباره امتحان آینده یادآوری کرد.
he reminded her of their first meeting.
او به او درباره اولین ملاقاتشان یادآوری کرد.
the smell of cookies reminded me of my childhood.
بوی کوکی ها مرا به دوران کودکی ام یادآوری کرد.
she was reminded of the importance of teamwork.
او از اهمیت کار گروهی یادآوری شد.
my friend reminded me to take my medicine.
دوست من به من یادآوری کرد داروی خود را مصرف کنم.
the movie reminded him of his favorite book.
فیلم او را به کتاب مورد علاقه اش یادآوری کرد.
they reminded us to stay hydrated during the hike.
آنها به ما یادآوری کردند در طول پیاده روی آب بنوشیم.
her smile reminded me of a sunny day.
لبخندش مرا به یک روز آفتابی یادآوری کرد.
the announcement reminded everyone to be quiet.
اعلان به همه یادآوری کرد که ساکت باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید