recalled items
اقلام بازیافتشده
recalled products
محصولات بازیافتشده
recalled vehicles
وسایل نقلیه بازیافتشده
recalled batches
دستههای بازیافتشده
recalled toys
اسباببازیهای بازیافتشده
recalled food
غذاهای بازیافتشده
recalled drugs
داروهای بازیافتشده
recalled electronics
وسایل الکترونیکی بازیافتشده
recalled appliances
وسایل خانگی بازیافتشده
the teacher recalled the students' names easily.
معلم به راحتی نامهای دانشآموزان را به یاد آورد.
she recalled the details of the event vividly.
او جزئیات رویداد را به طور زنده به یاد آورد.
he recalled his childhood memories with a smile.
او خاطرات دوران کودکی خود را با لبخند به یاد آورد.
the company recalled the defective products immediately.
شرکت بلافاصله محصولات معیوب را فراخواند.
after a moment, she recalled where she had seen him.
بعد از لحظهای، او به یاد آورد که او را کجا دیده بود.
they recalled the meeting to discuss the new project.
آنها جلسه را برای بحث در مورد پروژه جدید فراخواندند.
the witness recalled the events of that night clearly.
شهود وقایع شب را به وضوح به یاد آورد.
he recalled the recipe from his grandmother.
او دستور العمل را از مادربزرگش به یاد آورد.
she recalled the song lyrics perfectly.
او متن ترانه را به طور کامل به یاد آورد.
the director recalled the actors for a second audition.
کارگردان بازیگران را برای یک تست بازیگری دوم فراخواند.
recalled items
اقلام بازیافتشده
recalled products
محصولات بازیافتشده
recalled vehicles
وسایل نقلیه بازیافتشده
recalled batches
دستههای بازیافتشده
recalled toys
اسباببازیهای بازیافتشده
recalled food
غذاهای بازیافتشده
recalled drugs
داروهای بازیافتشده
recalled electronics
وسایل الکترونیکی بازیافتشده
recalled appliances
وسایل خانگی بازیافتشده
the teacher recalled the students' names easily.
معلم به راحتی نامهای دانشآموزان را به یاد آورد.
she recalled the details of the event vividly.
او جزئیات رویداد را به طور زنده به یاد آورد.
he recalled his childhood memories with a smile.
او خاطرات دوران کودکی خود را با لبخند به یاد آورد.
the company recalled the defective products immediately.
شرکت بلافاصله محصولات معیوب را فراخواند.
after a moment, she recalled where she had seen him.
بعد از لحظهای، او به یاد آورد که او را کجا دیده بود.
they recalled the meeting to discuss the new project.
آنها جلسه را برای بحث در مورد پروژه جدید فراخواندند.
the witness recalled the events of that night clearly.
شهود وقایع شب را به وضوح به یاد آورد.
he recalled the recipe from his grandmother.
او دستور العمل را از مادربزرگش به یاد آورد.
she recalled the song lyrics perfectly.
او متن ترانه را به طور کامل به یاد آورد.
the director recalled the actors for a second audition.
کارگردان بازیگران را برای یک تست بازیگری دوم فراخواند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید