recalled

[ایالات متحده]/rɪˈkɔːld/
[بریتانیا]/rɪˈkɔld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته ماضی recall؛ به یاد آوردن؛ به یاد آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

recalled items

اقلام بازیافت‌شده

recalled products

محصولات بازیافت‌شده

recalled vehicles

وسایل نقلیه بازیافت‌شده

recalled batches

دسته‌های بازیافت‌شده

recalled toys

اسباب‌بازی‌های بازیافت‌شده

recalled food

غذاهای بازیافت‌شده

recalled drugs

داروهای بازیافت‌شده

recalled electronics

وسایل الکترونیکی بازیافت‌شده

recalled appliances

وسایل خانگی بازیافت‌شده

جملات نمونه

the teacher recalled the students' names easily.

معلم به راحتی نام‌های دانش‌آموزان را به یاد آورد.

she recalled the details of the event vividly.

او جزئیات رویداد را به طور زنده به یاد آورد.

he recalled his childhood memories with a smile.

او خاطرات دوران کودکی خود را با لبخند به یاد آورد.

the company recalled the defective products immediately.

شرکت بلافاصله محصولات معیوب را فراخواند.

after a moment, she recalled where she had seen him.

بعد از لحظه‌ای، او به یاد آورد که او را کجا دیده بود.

they recalled the meeting to discuss the new project.

آنها جلسه را برای بحث در مورد پروژه جدید فراخواندند.

the witness recalled the events of that night clearly.

شهود وقایع شب را به وضوح به یاد آورد.

he recalled the recipe from his grandmother.

او دستور العمل را از مادربزرگش به یاد آورد.

she recalled the song lyrics perfectly.

او متن ترانه را به طور کامل به یاد آورد.

the director recalled the actors for a second audition.

کارگردان بازیگران را برای یک تست بازیگری دوم فراخواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید