remits payment
پرداخت وجه
remits funds
ارسال وجوه
remits authority
واگذاری اختیار
remits responsibility
واگذاری مسئولیت
remits report
ارسال گزارش
remits invoice
ارسال صورتحساب
remits request
ارسال درخواست
remits payment instructions
ارسال دستورالعمل پرداخت
remits obligations
انتقال تعهدات
remits decisions
انتقال تصمیمات
she regularly remits money to her family back home.
او به طور منظم پول را برای خانوادهاش به خانه میفرستد.
the company remits payments to all its suppliers on time.
شرکت به موقع پرداختها را به همه تامینکنندگان خود ارسال میکند.
he remits his taxes every year without fail.
او هر سال بدون شکست مالیات خود را ارسال میکند.
many expatriates remit a portion of their salaries to support their families.
بسیاری از مهاجران بخشی از حقوق خود را برای حمایت از خانوادههایشان ارسال میکنند.
the organization remits funds to various charitable causes.
سازمان بودجه را به اهداف خیریه مختلف ارسال میکند.
she remits her student loan payments monthly.
او به طور ماهانه اقساط وام دانشجویی خود را ارسال میکند.
the bank remits the interest payments to account holders.
بانک بهره را به دارندگان حساب ارسال میکند.
he remits his dues to maintain his membership.
او برای حفظ عضویت خود حق عضویت خود را ارسال میکند.
they remits funds for the project as planned.
آنها بودجه را مطابق برنامه برای پروژه ارسال میکنند.
she always remits her donations to the local shelter.
او همیشه کمکهای خود را به سرپناه محلی ارسال میکند.
remits payment
پرداخت وجه
remits funds
ارسال وجوه
remits authority
واگذاری اختیار
remits responsibility
واگذاری مسئولیت
remits report
ارسال گزارش
remits invoice
ارسال صورتحساب
remits request
ارسال درخواست
remits payment instructions
ارسال دستورالعمل پرداخت
remits obligations
انتقال تعهدات
remits decisions
انتقال تصمیمات
she regularly remits money to her family back home.
او به طور منظم پول را برای خانوادهاش به خانه میفرستد.
the company remits payments to all its suppliers on time.
شرکت به موقع پرداختها را به همه تامینکنندگان خود ارسال میکند.
he remits his taxes every year without fail.
او هر سال بدون شکست مالیات خود را ارسال میکند.
many expatriates remit a portion of their salaries to support their families.
بسیاری از مهاجران بخشی از حقوق خود را برای حمایت از خانوادههایشان ارسال میکنند.
the organization remits funds to various charitable causes.
سازمان بودجه را به اهداف خیریه مختلف ارسال میکند.
she remits her student loan payments monthly.
او به طور ماهانه اقساط وام دانشجویی خود را ارسال میکند.
the bank remits the interest payments to account holders.
بانک بهره را به دارندگان حساب ارسال میکند.
he remits his dues to maintain his membership.
او برای حفظ عضویت خود حق عضویت خود را ارسال میکند.
they remits funds for the project as planned.
آنها بودجه را مطابق برنامه برای پروژه ارسال میکنند.
she always remits her donations to the local shelter.
او همیشه کمکهای خود را به سرپناه محلی ارسال میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید