transmits

[ایالات متحده]/trænzˈmɪts/
[بریتانیا]/trænzˈmɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سیگنال‌ها، پیام‌ها یا داده‌ها را ارسال کردن؛ چیزی را گسترش یا منتقل کردن؛ انرژی، گرما یا صدا را هدایت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

transmits data

ارسال داده

transmits signals

ارسال سیگنال‌ها

transmits information

ارسال اطلاعات

transmits energy

ارسال انرژی

transmits messages

ارسال پیام‌ها

transmits sound

ارسال صدا

transmits waves

ارسال امواج

transmits light

ارسال نور

transmits data packets

ارسال بسته‌های داده

transmits power

ارسال نیرو

جملات نمونه

the radio transmits signals across long distances.

رادیو سیگنال‌ها را در مسافت‌های طولانی منتقل می‌کند.

the teacher transmits knowledge to her students.

معلم دانش را به دانش‌آموزان خود منتقل می‌کند.

this device transmits data wirelessly.

این دستگاه داده‌ها را به صورت بی‌سیم منتقل می‌کند.

the virus transmits easily from person to person.

ویروس به راحتی از شخص به شخص منتقل می‌شود.

the satellite transmits images of the earth.

ماهواره تصاویر زمین را منتقل می‌کند.

the network transmits information quickly.

شبکه اطلاعات را به سرعت منتقل می‌کند.

the conductor transmits the orchestra's tempo.

رهبر ارکستر سرعت ارکستر را منتقل می‌کند.

the app transmits notifications to your phone.

این برنامه اعلان‌ها را به تلفن شما ارسال می‌کند.

he transmits his emotions through his art.

او احساسات خود را از طریق هنر خود منتقل می‌کند.

the company transmits its brand message effectively.

شرکت پیام برند خود را به طور موثر منتقل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید