remittances

[ایالات متحده]/rɪˈmɪt.ənsɪz/
[بریتانیا]/rɪˈmɪt̬.ənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پولی که به عنوان پرداخت ارسال می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

foreign remittances

ارسال وجه از خارج

remittances flow

جریان حواله

remittances services

خدمات حواله

remittances market

بازار حواله

remittances data

اطلاعات حواله

remittances costs

هزینه های حواله

remittances trends

روندهای حواله

remittances impact

تاثیر حواله

remittances policy

سیاست حواله

remittances growth

رشد حواله

جملات نمونه

many families rely on remittances from abroad.

بسیاری از خانواده‌ها به حواله‌های ارسالی از خارج متکی هستند.

remittances play a crucial role in the economy.

حواله‌ها نقش مهمی در اقتصاد ایفا می‌کنند.

he sends remittances to support his parents.

او برای حمایت از والدینش حواله می‌فرستد.

the government is tracking remittances for economic analysis.

دولت در حال ردیابی حواله‌ها برای تحلیل اقتصادی است.

remittances can significantly improve living standards.

حواله‌ها می‌توانند به طور قابل توجهی استانداردهای زندگی را بهبود بخشند.

she works hard to increase her remittances each month.

او سخت تلاش می‌کند تا هر ماه مبلغ حواله‌های خود را افزایش دهد.

remittances are often used for education and healthcare.

حواله‌ها اغلب برای آموزش و مراقبت‌های بهداشتی استفاده می‌شوند.

he is studying the impact of remittances on rural development.

او در حال بررسی تأثیر حواله‌ها بر توسعه روستایی است.

remittances can help reduce poverty in developing countries.

حواله‌ها می‌توانند به کاهش فقر در کشورهای در حال توسعه کمک کنند.

many migrants send remittances back home regularly.

بسیاری از مهاجران به طور منظم حواله را به خانه می‌فرستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید