remorsefully apologize
با نهایت پشیمانی عذرخواهی کردن
remorsefully admit
با نهایت پشیمانی اعتراف کردن
remorsefully regret
با نهایت پشیمانی ابراز ندامت کردن
remorsefully confess
با نهایت پشیمانی اقرار کردن
remorsefully reflect
با نهایت پشیمانی تامل کردن
remorsefully plead
با نهایت پشیمانی درخواست بخشش کردن
remorsefully acknowledge
با نهایت پشیمانی پذیرش کردن
remorsefully apologize for
با نهایت پشیمانی برای... عذرخواهی کردن
remorsefully seek forgiveness
با نهایت پشیمانی طلب بخشش کردن
remorsefully express regret
با نهایت پشیمانی ابراز ندامت کردن
he looked at her remorsefully after realizing his mistake.
او پس از متوجه شدن اشتباهش با ناراحتی به او نگاه کرد.
she spoke remorsefully about the hurtful words she had said.
او با ناراحتی در مورد کلمات آسیب رسانی که گفته بود صحبت کرد.
the team apologized remorsefully for their poor performance.
تیم به دلیل عملکرد ضعیف خود با ناراحتی عذرخواهی کرد.
he remorsefully admitted that he had let his friends down.
او با ناراحتی اعتراف کرد که دوستانش را ناامید کرده است.
they looked remorsefully at the damage they had caused.
آنها با ناراحتی به خسارت هایی که ایجاد کرده بودند نگاه کردند.
she wrote a letter remorsefully, hoping to make amends.
او با ناراحتی نامهای نوشت و امیدوار بود که بتواند جبران کند.
he felt remorsefully guilty for not being there when she needed him.
او به دلیل اینکه وقتی به او نیاز داشت حضور نداشت، با ناراحتی احساس گناه می کرد.
after the argument, they both sat down remorsefully to talk it out.
پس از بحث، آنها هر دو با ناراحتی برای صحبت کردن کنار هم نشستند.
she glanced at him remorsefully, wishing she could take back her words.
او با ناراحتی به او نگاه کرد و آرزو کرد که بتواند کلماتش را پس بگیرد.
the child looked remorsefully after breaking the vase.
کودک پس از شکستن گلدان با ناراحتی نگاه کرد.
remorsefully apologize
با نهایت پشیمانی عذرخواهی کردن
remorsefully admit
با نهایت پشیمانی اعتراف کردن
remorsefully regret
با نهایت پشیمانی ابراز ندامت کردن
remorsefully confess
با نهایت پشیمانی اقرار کردن
remorsefully reflect
با نهایت پشیمانی تامل کردن
remorsefully plead
با نهایت پشیمانی درخواست بخشش کردن
remorsefully acknowledge
با نهایت پشیمانی پذیرش کردن
remorsefully apologize for
با نهایت پشیمانی برای... عذرخواهی کردن
remorsefully seek forgiveness
با نهایت پشیمانی طلب بخشش کردن
remorsefully express regret
با نهایت پشیمانی ابراز ندامت کردن
he looked at her remorsefully after realizing his mistake.
او پس از متوجه شدن اشتباهش با ناراحتی به او نگاه کرد.
she spoke remorsefully about the hurtful words she had said.
او با ناراحتی در مورد کلمات آسیب رسانی که گفته بود صحبت کرد.
the team apologized remorsefully for their poor performance.
تیم به دلیل عملکرد ضعیف خود با ناراحتی عذرخواهی کرد.
he remorsefully admitted that he had let his friends down.
او با ناراحتی اعتراف کرد که دوستانش را ناامید کرده است.
they looked remorsefully at the damage they had caused.
آنها با ناراحتی به خسارت هایی که ایجاد کرده بودند نگاه کردند.
she wrote a letter remorsefully, hoping to make amends.
او با ناراحتی نامهای نوشت و امیدوار بود که بتواند جبران کند.
he felt remorsefully guilty for not being there when she needed him.
او به دلیل اینکه وقتی به او نیاز داشت حضور نداشت، با ناراحتی احساس گناه می کرد.
after the argument, they both sat down remorsefully to talk it out.
پس از بحث، آنها هر دو با ناراحتی برای صحبت کردن کنار هم نشستند.
she glanced at him remorsefully, wishing she could take back her words.
او با ناراحتی به او نگاه کرد و آرزو کرد که بتواند کلماتش را پس بگیرد.
the child looked remorsefully after breaking the vase.
کودک پس از شکستن گلدان با ناراحتی نگاه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید