regrettably

[ایالات متحده]/ri'ɡretəbli/
[بریتانیا]/rɪˈɡrɛtəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با تاسف، متاسفانه، بدبختانه

جملات نمونه

a regrettably brief career.

یک شغل کوتاه و متاسرانه

Regrettably, the book is not available.

متاسفانه، کتاب در دسترس نیست.

regrettably, last night's audience was a meagre one.

متاسفانه، مخاطبان شب گذشته بسیار کم بودند.

Regrettably, I cannot attend the meeting tomorrow.

متاسفانه، نمی‌توانم در جلسه فردا شرکت کنم.

She regrettably informed him that she would not be able to make it to the party.

او متاسفانه به او اطلاع داد که نمی‌تواند در مهمانی شرکت کند.

Regrettably, the concert was canceled due to unforeseen circumstances.

متاسفانه، کنسرت به دلیل شرایط پیش‌بینی نشده لغو شد.

He regrettably declined the job offer as it required too much travel.

او متاسفانه پیشنهاد شغلی را رد کرد زیرا نیاز به سفر زیادی داشت.

Regrettably, the project did not meet the deadline.

متاسفانه، پروژه مهلت مقرر را رعایت نکرد.

She regrettably forgot to bring her passport to the airport.

او متاسفانه فراموش کرد گذرنامه خود را به فرودگاه بیاورد.

Regrettably, the restaurant was fully booked for the evening.

متاسفانه، رستوران برای شام کاملاً رزرو شده بود.

He regrettably admitted his mistake and apologized to his colleagues.

او متاسفانه اشتباه خود را پذیرفت و از همکارانش عذرخواهی کرد.

Regrettably, the company had to downsize and lay off employees.

متاسفانه، شرکت مجبور شد تعدیل نیرو کند و کارمندان را اخراج کند.

She regrettably missed the opportunity to study abroad due to financial constraints.

او متاسفانه به دلیل محدودیت‌های مالی نتوانست از فرصت تحصیل در خارج از کشور استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید