remounted the device
باز نصب دستگاه
remounted the wheel
باز نصب چرخ
remounted the camera
باز نصب دوربین
remounted the display
باز نصب صفحه نمایش
remounted the system
باز نصب سیستم
remounted the sensor
باز نصب سنسور
remounted the fixture
باز نصب براکت
remounted the panel
باز نصب پنل
remounted the equipment
باز نصب تجهیزات
remounted the bracket
باز نصب براکت
the rider remounted the horse after it stumbled.
سوار دوباره سوار بر روی اسب شد بعد از اینکه تعادلش را از دست داد.
after the break, she remounted her bike and continued the race.
بعد از وقفه، او دوباره سوار دوچرخه خود شد و مسابقه را ادامه داد.
the technician remounted the server to fix the issue.
تکنسین سرور را دوباره نصب کرد تا مشکل را رفع کند.
he remounted the painting after it fell off the wall.
او نقاشی را دوباره روی دیوار نصب کرد بعد از اینکه از دیوار افتاد.
the team remounted the camera for better angles during the shoot.
تیم دوربین را دوباره نصب کرد تا زوایای بهتری در طول فیلمبرداری داشته باشند.
she carefully remounted the broken piece of jewelry.
او با دقت تکه شکسته جواهرات را دوباره نصب کرد.
after the storm, they remounted the fallen fence.
بعد از طوفان، آنها نرده افتاده را دوباره نصب کردند.
the director asked the crew to remount the set for the next scene.
کارگردان از خدمه خواست صحنه را برای صحنه بعدی دوباره نصب کنند.
he remounted his horse with confidence before the competition.
او با اعتماد به نفس قبل از مسابقه دوباره سوار اسب خود شد.
they remounted the satellite dish to improve the signal.
آنها بشقاب ماهواره را دوباره نصب کردند تا سیگنال را بهبود بخشند.
remounted the device
باز نصب دستگاه
remounted the wheel
باز نصب چرخ
remounted the camera
باز نصب دوربین
remounted the display
باز نصب صفحه نمایش
remounted the system
باز نصب سیستم
remounted the sensor
باز نصب سنسور
remounted the fixture
باز نصب براکت
remounted the panel
باز نصب پنل
remounted the equipment
باز نصب تجهیزات
remounted the bracket
باز نصب براکت
the rider remounted the horse after it stumbled.
سوار دوباره سوار بر روی اسب شد بعد از اینکه تعادلش را از دست داد.
after the break, she remounted her bike and continued the race.
بعد از وقفه، او دوباره سوار دوچرخه خود شد و مسابقه را ادامه داد.
the technician remounted the server to fix the issue.
تکنسین سرور را دوباره نصب کرد تا مشکل را رفع کند.
he remounted the painting after it fell off the wall.
او نقاشی را دوباره روی دیوار نصب کرد بعد از اینکه از دیوار افتاد.
the team remounted the camera for better angles during the shoot.
تیم دوربین را دوباره نصب کرد تا زوایای بهتری در طول فیلمبرداری داشته باشند.
she carefully remounted the broken piece of jewelry.
او با دقت تکه شکسته جواهرات را دوباره نصب کرد.
after the storm, they remounted the fallen fence.
بعد از طوفان، آنها نرده افتاده را دوباره نصب کردند.
the director asked the crew to remount the set for the next scene.
کارگردان از خدمه خواست صحنه را برای صحنه بعدی دوباره نصب کنند.
he remounted his horse with confidence before the competition.
او با اعتماد به نفس قبل از مسابقه دوباره سوار اسب خود شد.
they remounted the satellite dish to improve the signal.
آنها بشقاب ماهواره را دوباره نصب کردند تا سیگنال را بهبود بخشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید