repairably damaged
غیرقابل تعمیر
repairably broken
غیرقابل تعمیر
repairably flawed
غیرقابل تعمیر
repairably defective
غیرقابل تعمیر
repairably harmed
غیرقابل تعمیر
repairably affected
غیرقابل تعمیر
repairably altered
غیرقابل تعمیر
repairably impacted
غیرقابل تعمیر
repairably worn
غیرقابل تعمیر
repairably used
غیرقابل تعمیر
the car was damaged, but it is repairably fixable.
ماشین آسیب دیده بود، اما قابل تعمیر بود.
some electronic devices are often repairably designed.
برخی از دستگاههای الکترونیکی اغلب به گونهای طراحی میشوند که قابل تعمیر باشند.
he believes that all relationships can be repairably mended.
او معتقد است که همه روابط قابل ترمیم هستند.
the bike was broken, but it is repairably usable.
دوچرخه شکسته بود، اما قابل استفاده بود.
they found that the structure was repairably sound.
آنها متوجه شدند که سازه از نظر تعمیرپذیری سالم است.
her attitude was not repairably damaged after the argument.
بعد از بحث، نگرش او به گونهای آسیب ندیده بود که قابل تعمیر نباشد.
the appliance was old but still repairably efficient.
دستگاه قدیمی بود اما هنوز هم از نظر تعمیرپذیری کارآمد بود.
he assessed whether the furniture was repairably worth the cost.
او ارزیابی کرد که آیا مبلمان از نظر تعمیرپذیری ارزش هزینه را دارد یا خیر.
after the storm, many homes were found to be repairably intact.
بعد از طوفان، بسیاری از خانهها از نظر تعمیرپذیری سالم بودند.
she felt that their friendship was still repairably strong.
او احساس کرد که دوستی آنها هنوز از نظر تعمیرپذیری قوی است.
repairably damaged
غیرقابل تعمیر
repairably broken
غیرقابل تعمیر
repairably flawed
غیرقابل تعمیر
repairably defective
غیرقابل تعمیر
repairably harmed
غیرقابل تعمیر
repairably affected
غیرقابل تعمیر
repairably altered
غیرقابل تعمیر
repairably impacted
غیرقابل تعمیر
repairably worn
غیرقابل تعمیر
repairably used
غیرقابل تعمیر
the car was damaged, but it is repairably fixable.
ماشین آسیب دیده بود، اما قابل تعمیر بود.
some electronic devices are often repairably designed.
برخی از دستگاههای الکترونیکی اغلب به گونهای طراحی میشوند که قابل تعمیر باشند.
he believes that all relationships can be repairably mended.
او معتقد است که همه روابط قابل ترمیم هستند.
the bike was broken, but it is repairably usable.
دوچرخه شکسته بود، اما قابل استفاده بود.
they found that the structure was repairably sound.
آنها متوجه شدند که سازه از نظر تعمیرپذیری سالم است.
her attitude was not repairably damaged after the argument.
بعد از بحث، نگرش او به گونهای آسیب ندیده بود که قابل تعمیر نباشد.
the appliance was old but still repairably efficient.
دستگاه قدیمی بود اما هنوز هم از نظر تعمیرپذیری کارآمد بود.
he assessed whether the furniture was repairably worth the cost.
او ارزیابی کرد که آیا مبلمان از نظر تعمیرپذیری ارزش هزینه را دارد یا خیر.
after the storm, many homes were found to be repairably intact.
بعد از طوفان، بسیاری از خانهها از نظر تعمیرپذیری سالم بودند.
she felt that their friendship was still repairably strong.
او احساس کرد که دوستی آنها هنوز از نظر تعمیرپذیری قوی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید