replayed

[ایالات متحده]/rɪˈpleɪd/
[بریتانیا]/rɪˈpleɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره بازی کرد

عبارات و ترکیب‌ها

replayed game

بازی تکراری

replayed video

ویدیو تکراری

replayed match

مسابقه تکراری

replayed scene

صحنه تکراری

replayed footage

تصویر تکراری

replayed audio

صدا تکراری

replayed highlights

خلاصه تکراری

replayed content

محتوای تکراری

replayed performance

اجای تکراری

replayed event

رویداد تکراری

جملات نمونه

the game was replayed due to a technical error.

بازی به دلیل یک خطای فنی دوباره پخش شد.

she replayed the song in her mind over and over.

او بارها و بارها آهنگ را در ذهنش دوباره پخش کرد.

the highlights of the match were replayed on tv.

لحظات برجسته مسابقه در تلویزیون دوباره پخش شد.

he replayed the conversation to understand her better.

او مکالمه را دوباره پخش کرد تا بهتر او را درک کند.

the movie was replayed in theaters for a limited time.

فیلم برای مدت محدودی در سینماها دوباره پخش شد.

they replayed the footage to analyze the incident.

آنها فیلم را دوباره پخش کردند تا حادثه را تجزیه و تحلیل کنند.

the team replayed the final moments of the game.

تیم لحظات پایانی بازی را دوباره پخش کرد.

she often replayed her favorite scenes from the film.

او اغلب صحنه‌های مورد علاقه خود را از فیلم دوباره پخش می‌کرد.

after the meeting, he replayed the key points in his head.

پس از جلسه، او نکات کلیدی را در ذهنش دوباره مرور کرد.

the documentary was replayed to reach a wider audience.

مستند برای رسیدن به مخاطبان گسترده‌تر دوباره پخش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید