reproduced

[ایالات متحده]/ˌriːprəˈdjuːst/
[بریتانیا]/ˌriːprəˈduːst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته reproduce؛ دوباره خلق کردن یا به وجود آوردن؛ دوباره منتشر کردن؛ تولید نسل

عبارات و ترکیب‌ها

reproduced results

نتایج بازتولید شده

reproduced data

داده‌های بازتولید شده

reproduced image

تصویر بازتولید شده

reproduced sound

صداهای بازتولید شده

reproduced material

مواد بازتولید شده

reproduced text

متن بازتولید شده

reproduced content

محتوای بازتولید شده

reproduced evidence

شواهد بازتولید شده

reproduced findings

یافته‌های بازتولید شده

reproduced model

مدل بازتولید شده

جملات نمونه

the experiment was successfully reproduced in different laboratories.

آزمایش با موفقیت در آزمایشگاه‌های مختلف بازتولید شد.

the artist reproduced the famous painting with great skill.

هنرمند نقاشی معروف را با مهارت فراوان بازتولید کرد.

she reproduced the recipe exactly as it was written.

او دستور غذا را دقیقاً همانطور که نوشته شده بود، بازتولید کرد.

the findings were reproduced in a follow-up study.

نتایج در یک مطالعه پیگیری بازتولید شدند.

the sounds of nature were reproduced beautifully in the film.

صداهای طبیعت به زیبایی در فیلم بازتولید شدند.

the model was reproduced to scale for the exhibition.

مدل برای نمایشگاه در مقیاس مناسب بازتولید شد.

his performance was reproduced in a documentary.

اجای او در یک فیلم مستند بازتولید شد.

the data was reproduced to confirm the original results.

داده‌ها برای تأیید نتایج اصلی بازتولید شدند.

the novel was reproduced in several languages.

رمان به چندین زبان بازتولید شد.

the historical event was reproduced in a reenactment.

واقعه تاریخی در یک بازسازی بازتولید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید