reprisal

[ایالات متحده]/rɪˈpraɪzl/
[بریتانیا]/rɪˈpraɪzl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تلافی؛ غارت تلافی‌جویانه.
Word Forms
جمعreprisals

جملات نمونه

letters of marque (and reprisal)

نامه‌های اجازه (و انتقام)

They took bloody reprisals against the leaders.

آنها انتقام خونی از رهبران گرفتند.

three youths died in the reprisals which followed.

سه جوان در جریان اقدامات تلافی‌جویانه کشته شدند.

the cycle of birth, growth, and death; a cycle of reprisal and retaliation.

چرخه تولد، رشد و مرگ؛ چرخه‌ای از تلافی و انتقام.

The company feared reprisal from the competitors.

شرکت از تلافی از سوی رقبا نگران بود.

She decided not to speak up for fear of reprisal.

او از ترس تلافی از صحبت کردن خودداری کرد.

The union threatened reprisals if their demands were not met.

اگر خواسته‌هایشان برآورده نشود، اتحادیه تهدید به تلافی کرد.

The government warned against any reprisal attacks.

دولت هشدار داد که از هرگونه حمله تلافی‌جویانه خودداری شود.

He was concerned about possible reprisals for his actions.

او نگران تلافی احتمالی برای اقداماتش بود.

The soldiers were ready for any reprisal from the enemy.

سربازان برای هرگونه تلافی از سوی دشمن آماده بودند.

The diplomat tried to prevent reprisals between the two countries.

دیپلمات تلاش کرد از تلافی بین دو کشور جلوگیری کند.

The company took security measures to avoid reprisals after the controversial decision.

شرکت برای جلوگیری از تلافی پس از تصمیم بحث‌برانگیز، اقدامات امنیتی انجام داد.

The community was on edge, fearing reprisals after the violent incident.

جامعه در حالت آماده‌باش بود و از تلافی پس از حادثه خشونت‌آمیز می‌ترسید.

The police warned against any reprisal attacks following the arrest of the suspect.

پلیس در مورد هرگونه حمله تلافی‌جویانه پس از دستگیری مظنون هشدار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید