revenge

[ایالات متحده]/rɪˈvendʒ/
[بریتانیا]/rɪˈvendʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تلافی; انتقام
vt. تلافی کردن; برای کسی انتقام گرفتن
vi. انتقام گرفتن; خود را تبرئه کردن
Word Forms
جمعrevenges
صفت یا فعل حال استمراریrevenging
قسمت سوم فعلrevenged
شکل سوم شخص مفردrevenges
زمان گذشتهrevenged

عبارات و ترکیب‌ها

seek revenge

طلب انتقام

have one's revenge

انتقام گرفتن

revenge for

انتقام برای

take revenge

انتقام گرفتن

take revenge on

انتقام گرفتن از

جملات نمونه

it was revenge, pure and simple.

این انتقام بود، محض و ساده.

I'll revenge that insult.

من انتقام آن توهین را خواهم گرفت.

swore to get revenge;

قسم خورد که انتقام بگیرد;

the urge for revenge was too elemental to be ignored.

تمایل به انتقام بیش از حد عنصری بود که قابل نادیده گرفتن نبود.

Both homostasis revenge and widened revenge are the recur-rance of tragedies in the process of developing human revenge consciousness.

هم انتقام‌جویی هم‌سوسازی و هم انتقام‌جویی گسترده، تکرار تراژدی‌ها در فرآیند شکل‌گیری آگاهی انتقام‌جویی انسان هستند.

The attack was in revenge for the deaths of two loyalist prisoners.

حمله تلافی کشتن دو زندانی طرفدار بود.

I'll be revenged on the whole pack of you.

من انتقام همه شما را خواهم گرفت.

it's a pity he chose that way to revenge his sister.

متاسفم که او آن راه را برای انتقام خواهرش انتخاب کرد.

he got his revenge now in spades.

حالا انتقامش را دوچندان گرفت.

He’d got his revenge now, and in spades.

حالا انتقامش را دوچندان گرفته است.

Hamlet revenged his dead father.

هملت انتقام پدر مرده‌اش را گرفت.

the ageless themes of love and revenge;

مضامین جاودانه عشق و انتقام;

He revenged his dead brother.

او از برادر مرده‌اش انتقام گرفت.

the album is intriguingly titled “The Revenge Of The Goldfish”.

عنوان آلبوم به طرز وسوسه‌انگیزی «انتقام طلای ماهی» است.

Zimbabwe snatched the game 18–16, but the Spanish had their revenge later.

زیمبابوهه با نتیجه ۱۸-۱۶ بازی را ربود، اما اسپانیایی‌ها بعداً انتقام گرفتند.

Revenge may recoil upon the person who takes it.

انتقام ممکن است به کسی که آن را انجام می‌دهد بازگردد.

He will wish to revenge his humiliation in last Season’s Final.

او می خواهد انتقام تحقیرش را در فینال آخرین فصل بگیرد.

a frustrated woman bent on exacting a cruel revenge for his rejection.

یک زن ناامید که قصد داشت انتقام وحشیانه‌ای را به دلیل طرد او بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید