reprobates

[ایالات متحده]/ˈrɛprəbeɪts/
[بریتانیا]/ˈrɛprəˌbeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد بی‌اصل و نسب از نظر اخلاقی

عبارات و ترکیب‌ها

reprobates unite

متجاوزین متحد شوند

reprobates abound

متجاوزین فراوان هستند

reprobates beware

متجاوزین مراقب باشند

reprobates prevail

متجاوزین پیروز می‌شوند

reprobates repent

متجاوزین توبه کنند

reprobates exposed

متجاوزین افشا شدند

reprobates lurking

متجاوزین کمین کرده‌اند

reprobates punished

متجاوزین مجازات شدند

reprobates caught

متجاوزین دستگیر شدند

reprobates thrive

متجاوزین رونق می‌یابند

جملات نمونه

some people consider those who break the law to be reprobates.

برخی از افراد کسانی را که قانون را می‌شکنند، دورگه می‌دانند.

he was labeled a reprobate after his repeated offenses.

او پس از جرایم مکررش، دورگه نامیده شد.

the community shunned the reprobates who caused trouble.

جامعه از دورگه‌ها که باعث ایجاد مشکل می‌شدند، دوری می‌کرد.

reprobates often find it hard to reintegrate into society.

دورگه‌ها اغلب اوقات ادغام مجدد در جامعه را دشوار می‌یابند.

many reprobates struggle with addiction and its consequences.

بسیاری از دورگه‌ها با اعتیاد و عواقب آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

the novel depicted a world filled with reprobates and outcasts.

رمان دنیایی پر از دورگه و طرد شده‌ها را به تصویر کشید.

she felt pity for the reprobates living on the streets.

او نسبت به دورگه‌هایی که در خیابان‌ها زندگی می‌کردند، دلسوزی می‌کرد.

reprobates often have a difficult time finding employment.

دورگه‌ها اغلب اوقات یافتن شغل را دشوار می‌یابند.

he was determined to prove that he was not a reprobate.

او مصمم بود تا ثابت کند که دورگه نیست.

society tends to marginalize reprobates instead of helping them.

جامعه به جای کمک به آنها، تمایل دارد دورگه ها را حاشیه ای کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید