reproduces

[ایالات متحده]/ˌriːprəˈdjuːsɪz/
[بریتانیا]/ˌriːprəˈduːsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کپی کردن چیزی؛ به زندگی یا وجود بازگرداندن چیزی؛ دوباره منتشر کردن؛ تولید نسل

عبارات و ترکیب‌ها

reproduces sound

تولید صدا

reproduces results

تولید نتایج

reproduces image

تولید تصویر

reproduces behavior

تولید رفتار

reproduces effect

تولید اثر

reproduces data

تولید داده

reproduces pattern

تولید الگو

reproduces music

تولید موسیقی

reproduces text

تولید متن

reproduces artwork

تولید آثار هنری

جملات نمونه

the artist reproduces famous paintings in her unique style.

هنرمند نقاشی‌های معروف را با سبک منحصر به فرد خود بازتولید می‌کند.

this software reproduces sound with high fidelity.

این نرم‌افزار صدا را با حفظ کیفیت بالا بازتولید می‌کند.

the scientist reproduces the experiment to verify the results.

دانشمند آزمایش را برای تأیید نتایج بازتولید می‌کند.

he reproduces the original recipe for the dish.

او دستور العمل اصلی غذا را بازتولید می‌کند.

the company reproduces its successful marketing strategies.

شرکت استراتژی‌های بازاریابی موفق خود را بازتولید می‌کند.

she reproduces the melody perfectly on the piano.

او ملودی را به طور کامل روی پیانو بازتولید می‌کند.

the film reproduces the historical events accurately.

فیلم وقایع تاریخی را به طور دقیق بازتولید می‌کند.

the teacher reproduces the lesson material for the students.

معلم مطالب درس را برای دانش‌آموزان بازتولید می‌کند.

the model reproduces the architectural design in detail.

مدل طراحی معماری را با جزئیات بازتولید می‌کند.

the author reproduces her thoughts in a new book.

نویسنده افکار خود را در یک کتاب جدید بازتولید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید