rescheduled

[ایالات متحده]/ˌriːˈʃedjuːld/
[بریتانیا]/ˌriːˈskedʒuːld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تغییر زمان یک رویداد برنامه‌ریزی‌شده

عبارات و ترکیب‌ها

rescheduled meeting

جلسه تغییر یافته

rescheduled flight

پرواز مجدد زمان‌بندی شده

rescheduled appointment

قرار ملاقات مجدد زمان‌بندی شده

rescheduled event

رویداد مجدد زمان‌بندی شده

rescheduled class

کلاس مجدد زمان‌بندی شده

rescheduled deadline

مهلت نهایی مجدد زمان‌بندی شده

rescheduled session

جلسه مجدد زمان‌بندی شده

rescheduled broadcast

پخش مجدد زمان‌بندی شده

rescheduled tour

تور مجدد زمان‌بندی شده

rescheduled game

بازی مجدد زمان‌بندی شده

جملات نمونه

the meeting has been rescheduled for next week.

جلسه برای هفته آینده به تعویق افتاده است.

we need to reschedule the appointment due to a conflict.

ما نیاز داریم به دلیل تداخل، قرار ملاقات را دوباره زمان‌بندی کنیم.

the flight was rescheduled because of bad weather.

پرواز به دلیل آب و هوای نامساعد به تعویق افتاد.

can we reschedule our dinner for another day?

آیا می‌توانیم شام خود را برای روز دیگری دوباره زمان‌بندی کنیم؟

the event was rescheduled to accommodate more guests.

رویداد برای پذیرایی از مهمانان بیشتر به تعویق افتاد.

she rescheduled her vacation to avoid the crowds.

او تعطیلات خود را به دلیل اجتناب از جمعیت‌ها دوباره زمان‌بندی کرد.

the project deadline was rescheduled to give us more time.

مهلت پروژه به منظور دادن زمان بیشتر به ما به تعویق افتاد.

he had to reschedule his interview for a later date.

او مجبور شد مصاحبه خود را برای تاریخ دیگری دوباره زمان‌بندی کند.

the conference has been rescheduled to next month.

کنفرانس برای ماه آینده به تعویق افتاده است.

they rescheduled the wedding due to unforeseen circumstances.

آنها عروسی را به دلیل شرایط غیرمنتظره دوباره زمان‌بندی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید