reshored

[ایالات متحده]//ˌriːˈʃɔːd//
[بریتانیا]//ˌriːˈʃɔːrd//

ترجمه

v. حالت گذشته و حالت گذشته شده از ریشور؛ برگرداندن تولید یا خدمات به کشور خود از خارج از کشور
adj. به صورت ریشور شده؛ بازگشت به کشور خود پس از انتقال به خارج از کشور

عبارات و ترکیب‌ها

reshored manufacturing

تولید محلی شده

reshored production

تولید محلی شده

reshored jobs

وظایف محلی شده

reshored supply chains

زنجیره‌های تأمین محلی شده

reshored operations

عملیات محلی شده

جملات نمونه

after the storm, the boat was reshored with heavy ropes to prevent drifting.

پس از باران، قایق با کابل‌های سنگین به ساحل بازگردانده شد تا از شناور شدن جلوگیری شود.

the fishermen reshored their nets and gear before nightfall.

صیادان پیش از نزول تاریکی، شیطان‌هایشان و تجهیزاتشان را به ساحل بازگرداندند.

the crew reshored the cargo barge to a safer dock during the rising tide.

تیم در حین افزایش نیروی جزر و مد، قایق حمل و نقل را به پایانه ایمن‌تری بازگرداند.

with the wind shifting, the captain reshored the vessel along the sheltered quay.

همان‌طور که باد تغییر کرد، کپیتان قایق را در نزدیکی بندر پناه‌گاهی بازگرداند.

rescuers reshored the damaged raft and secured it to a mooring post.

نجات‌دهندگان قایق آسیب‌دیده را به ساحل بازگرداندند و آن را به یک پایه آویزان کردند.

the tugboat reshored the ferry and held it steady while repairs began.

کشتی کشش‌گر قایق را به ساحل بازگرداند و در حالی که تعمیرات آغاز شد، آن را ثابت نگه داشت.

they reshored the canoe at the sandy bank and unloaded the supplies.

آن‌ها قایق کانو را در پای بستر شنی بازگرداندند و مخزنهایش را خالی کردند.

at dawn, the sailors reshored the skiff and checked the anchor line.

در آغاز روز، دریانوردان قایق را به ساحل بازگرداندند و خط آویز را بررسی کردند.

because the current strengthened, the team reshored the research platform closer to shore.

چون جریان تقویت شد، تیم پلتفرم تحقیقاتی را به نزدیکی ساحل بازگرداند.

to avoid collision, harbor staff reshored the small yacht away from the channel.

برای جلوگیری از تصادم، کارکنان بندر قایق کوچک را از مسیر اصلی دور کردند.

once the fog lifted, the pilot reshored the ship and guided it into berth.

پس از اینکه مه فروپاشید، مهندس قایق را به ساحل بازگرداند و آن را به بندر هدایت کرد.

the volunteers reshored the floating debris and cleared the shoreline.

کارگزاران قایق‌های شناور و پرتوان‌های اطراف ساحل را به ساحل بازگرداندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید