reshoring

[ایالات متحده]/ˌriːˈʃɔːrɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːˈʃɔːrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند بازگرداندن تولید، خدمات یا فعالیت‌های کسب و کار به کشور خانگی شرکت پس از انتقال به خارج از کشور.

عبارات و ترکیب‌ها

reshoring strategy

استراتژی ری‌شورینگ

reshoring efforts

تلاش‌های ری‌شورینگ

reshoring jobs

وظایف ری‌شورینگ

reshoring manufacturing

تولید ری‌شورینگ

reshoring initiative

م iniciativa ری‌شورینگ

reshoring supply chains

زنجیره‌های تأمین ری‌شورینگ

reshoring production

تولید ری‌شورینگ

reshoring trends

رویکردهای ری‌شورینگ

جملات نمونه

the company accelerated reshoring to reduce supply chain risk and shorten lead times.

شرکت با شتاب بیشتری به سمت تولید مجدد در داخل کشور حرکت کرد تا از خطر زنجیره تأمین کاهش دهد و زمان تحویل را کوتاه کند.

reshoring efforts gained momentum after repeated shipping delays disrupted production schedules.

تلاش‌های تولید مجدد پس از تاخیر‌های متعدد در ارسال کالا که برنامه‌های تولید را به هم می‌ریخت، تقویت شد.

management announced a reshoring initiative to bring key manufacturing back to the united states.

مدیریت یک برنامه تولید مجدد را اعلام کرد تا تولید کالاهای کلیدی را دوباره به ایالات متحده بازگرداند.

analysts say reshoring trends are strengthening as firms prioritize resilience over the lowest cost.

تحلیلگران می‌گویند روند تولید مجدد تقویت می‌شود زیرا شرکت‌ها مقاومت را در مقایسه با کمترین هزینه اولویت می‌دهند.

the board approved reshoring plans that include new tooling, workforce training, and supplier audits.

هیئت مدیره برنامه‌های تولید مجدد را تأیید کرد که شامل ابزارهای جدید، آموزش نیروی کار و بازبینی تأمین کنندگان است.

tax incentives encouraged reshoring decisions for industries that rely on secure components.

مزایای مالیاتی تصمیمات تولید مجدد را در صنایعی که به اجزای امن وصل هستند، تشویق کرد.

reshoring strategies often pair automation with regional suppliers to keep prices competitive.

استراتژی‌های تولید مجدد معمولاً اتوماسیون را با تأمین کنندگان منطقه‌ای ترکیب می‌کنند تا قیمت‌ها را رقابتی نگه دارند.

executives cited reshoring benefits such as better quality control and faster customer response.

مدیران مزایای تولید مجدد را از جمله کنترل بهتر کیفیت و پاسخ سریع‌تر به مشتریان ذکر کردند.

the factory expanded capacity to support reshoring and meet rising domestic demand.

کارخانه ظرفیت خود را گسترش داد تا تولید مجدد را حمایت کند و تقاضای داخلی در حال افزایش را برآورده کند.

reshoring costs can be high at first, but savings appear when inventory levels fall.

هزینه‌های تولید مجدد در ابتدا می‌تواند بالا باشد، اما صرفه‌جویی‌ها وقتی سطح موجودی‌ها کاهش می‌یابد ظاهر می‌شود.

unions welcomed reshoring moves that create skilled jobs and strengthen local communities.

اتحادیه‌ها حرکات تولید مجددی را که شغل‌های متخصصانه ایجاد می‌کنند و جامعه‌های محلی را تقویت می‌کنند، خوش‌گویی کردند.

after a careful risk assessment, the firm chose reshoring to protect critical intellectual property.

پس از ارزیابی دقیق خطرات، شرکت تولید مجدد را انتخاب کرد تا به حفاظت از مالکیت معنوی حیاتی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید