resinous

[ایالات متحده]/'rezɪnəs/
[بریتانیا]/'rɛzɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رزینی؛ رزین‌مانند

عبارات و ترکیب‌ها

resinous smell

بوی رزینی

resinous texture

بافت رزینی

sticky and resinous

چسبناک و رزینی

جملات نمونه

A portable light produced by the flame of a stick of resinous wood or of a flammable material wound about the end of a stick of wood;a flambeau.

یک چراغ قابل حمل که توسط شعله یک چوب چوب یا یک ماده قابل اشتعال که در انتهای یک چوب چوبی پیچیده شده است؛ یک مشعل.

leaf blade abaxially whitish green, strigose, and with scattered brownish resinous dots, adaxially dark green and with cystolith hairs;

برگچه از طرف پایین سفید متمایل به سبز، کرکدار و با نقاط پراکنده قهوه‌ای رنگی رزینی، از طرف بالا سبز تیره و دارای موهای سیستولی;

The pine tree exudes a resinous scent.

درخت کاج عطر رزینی منتشر می‌کند.

The resinous wood is used for making furniture.

چوب رزینی برای ساخت مبلمان استفاده می‌شود.

The resinous substance is sticky to the touch.

ماده رزینی در تماس دست چسبناک است.

The resinous sap oozed out of the tree trunk.

صمغ رزینی از تنه درخت خارج شد.

Certain flowers have a resinous texture.

برخی از گل‌ها بافت رزینی دارند.

The resinous coating protected the wood from moisture.

پوشش رزینی چوب را از رطوبت محافظت کرد.

The resinous material is commonly used in varnishes.

مواد رزینی معمولاً در لاک‌ها استفاده می‌شود.

The resinous aroma of the incense filled the room.

عطر رزینی بخور اتاق را پر کرد.

The resinous nature of the substance makes it difficult to remove.

ماهیت رزینی ماده باعث می‌شود از بین بردن آن دشوار باشد.

The resinous pitch was used to seal the cracks in the boat.

از قیر رزینی برای درزگیری ترک‌های قایق استفاده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید