gooey

[ایالات متحده]/'guːɪ/
[بریتانیا]/'ɡui/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احساسی
n. ماده چسبنده؛ عسل

عبارات و ترکیب‌ها

gooey chocolate brownies

براونی شکلاتی چسبناک

gooey cheese pizza

پیتزای پنیر چسبناک

gooey caramel sauce

سس کارامل چسبناک

gooey marshmallow treat

شیرینی مارشمالو چسبناک

جملات نمونه

That’s what grouting mosaics is all about-mushing the gooey-ness into all the cracks.

همه چیز در مورد درزگذاری موزاییک‌ها این است - فشردن ماده چسبناک به همه ترک‌ها.

But when some extra carbon sources, such as glucose or gooey, were added into soils, the soil fungistasis to Trichodrema spp. could be annulled partly, even completely.

اما هنگامی که برخی از منابع کربن اضافی مانند گلوکز یا ماده چسبناک به خاک اضافه شدند، مقاومت خاک در برابر Trichodrema spp. می تواند تا حدودی یا حتی به طور کامل از بین برود.

This is pizza turned into pie - thick gooey pastry crust, tons of stringy cheese, squidgy and fatty and sits like a lead weight in your stomach for hours afterwards.

این پیتزا است که به پای تبدیل شده است - خمیر پاستا ضخیم و چسبناک، مقدار زیادی پنیر رشته ای، چرب و روغنی که ساعت ها مانند یک وزنه سنگین در معده شما می ماند.

The gooey chocolate chip cookies were a hit at the party.

کلوچه های شکلاتی چيپ چسبناک در مهمانی بسیار محبوب بودند.

She loves gooey cheese on her pizza.

او عاشق پنیر چسبناک روی پیتزاش است.

The gooey caramel oozed out of the dessert.

کارامل چسبناک از دسر خارج شد.

He enjoys the gooey texture of marshmallows.

او از بافت چسبناک مارشمالو لذت می برد.

The gooey center of the brownie was the best part.

مرکز چسبناک براونی بهترین قسمت بود.

The ice cream was topped with gooey fudge sauce.

آيس كريم با سس فاج چسبناك تزئین شده بود.

She couldn't resist the gooey goodness of the cinnamon rolls.

او نمی توانست در برابر خوشمزگی چسبناک رول های دارچین مقاومت کند.

The gooey texture of the slime fascinated the children.

بافت چسبناک اسلایم کودکان را مجذوب خود کرد.

The gooey glue held the pieces together.

چسب چسبناک قطعات را کنار هم نگه داشت.

He licked his fingers after eating the gooey toffee.

او بعد از خوردن تافی چسبناک انگشتانش را لیسید.

نمونه‌های واقعی

It's still crispy on the outside, but the middle is much more gooey.

هنوز ترد است در بیرون، اما داخل آن بسیار نرم‌تر است.

منبع: Gourmet Base

So you don't have the white or black gooey gunk all over your eyes.

بنابراین شما چسبنده سفید یا سیاه در همه جا روی چشمان خود ندارید.

منبع: The power of makeup

I think the word gooey is not right.

من فکر می‌کنم کلمه چسبنده درست نیست.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

They are a great example of gooey food.

آنها نمونه خوبی از غذای چسبنده هستند.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

It's nice to have that slightly gooey middle.

داشتن یک قسمت وسط کمی چسبنده خوشایند است.

منبع: Gourmet Base

Enough of this gooey...Show of emotion.

دیگه از این چسبنده...نمایش احساسات.

منبع: Home Alone 2: Lost in New York

So it gets quite creamy and quite to say gooey.

بنابراین کمی خامه‌ای و کمی چسبنده می‌شود.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

He is the gooey, sticky stuff that holds us together.

او ماده چسبنده و چسبناکی است که ما را کنار هم نگه می‌دارد.

منبع: Ice Age 2: The Meltdown

Mushy is a lot like gooey and creamy.

چسبناک بودن خیلی شبیه چسبنده و خامه‌ای است.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

For example, Sam loves gooey fudge sauce on top of her ice cream.

به عنوان مثال، سم عاشق سس شکلات چسبنده روی بستنی خود است.

منبع: TOEFL Speaking Preparation Guide

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید