resistive

[ایالات متحده]/rɪˈzɪtɪv/
[بریتانیا]/rɪˈzɪtɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای خاصیت مقاومت یا مخالفت

عبارات و ترکیب‌ها

resistive load

بار مقاومتی

resistive heating

گرمایش مقاومتی

resistive sensor

حسگر مقاومتی

resistive circuit

مدار مقاومتی

resistive material

جنس مقاومتی

resistive touch

لمس مقاومتی

resistive element

عنصر مقاومتی

resistive film

فیلم مقاومتی

resistive wiring

سیم‌کشی مقاومتی

resistive switch

کلید مقاومتی

جملات نمونه

the resistive nature of the material affects its performance.

ماهیت مقاومتی ماده بر عملکرد آن تأثیر می‌گذارد.

we need to measure the resistive values of the components.

ما نیاز داریم مقادیر مقاومتی قطعات را اندازه گیری کنیم.

resistive heating can be used in various applications.

گرمایش مقاومتی را می توان در کاربردهای مختلف استفاده کرد.

the resistive layer helps in reducing energy loss.

لایه مقاومتی به کاهش تلفات انرژی کمک می کند.

understanding resistive circuits is crucial for engineers.

درک مدارهای مقاومتی برای مهندسان بسیار مهم است.

resistive touchscreens are less common than capacitive ones.

صفحه نمایش های لمسی مقاومتی به اندازه صفحه نمایش های خازنی رایج نیستند.

she explained the concept of resistive forces in physics.

او مفهوم نیروهای مقاومتی را در فیزیک توضیح داد.

resistive loads can cause voltage drops in circuits.

بار مقاومتی می تواند باعث افت ولتاژ در مدارها شود.

they studied the resistive properties of different alloys.

آنها خواص مقاومتی آلیاژهای مختلف را مطالعه کردند.

the resistive effect is a key factor in thermal management.

اثر مقاومتی یک عامل کلیدی در مدیریت حرارتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید