reskilled workers
کارگران با مهارتهای جدید
get reskilled
به مهارتهای جدید دست یابی
highly reskilled
بهطور کامل مهارتهای جدید گرفته شده
being reskilled
در حال گرفتن مهارتهای جدید
reskilled employees
کارمندان با مهارتهای جدید
quickly reskilled
به سرعت مهارتهای جدید گرفته شده
successfully reskilled
بهطور موفق مهارتهای جدید گرفته شده
now reskilled
هماکنون مهارتهای جدید گرفته شده
many workers were reskilled to meet the demands of the new technology.
بیشتر کارگران برای پاسخگویی به نیازهای فناوری جدید، مجدد مهارتهای خود را یاد گرفتند.
the company invested heavily in reskilling its workforce.
شرکت به طور گستردهای در آموزش مجدد نیروی کار خود سرمایه گذاری کرد.
she successfully reskilled and transitioned into a data science role.
او موفق به یادگیری مجدد مهارتها و تغییر نقش به یک محقق داده شد.
government programs are focused on reskilling individuals for in-demand jobs.
برنامههای دولتی روی آموزش مجدد فردی برای شغلهای مورد نیاز متمرکز است.
reskilling initiatives can help mitigate the impact of automation.
مظاهر آموزش مجدد میتواند تأثیر خودکارسازی را کاهش دهد.
he reskilled himself through online courses and workshops.
او با استفاده از دورههای آنلاین و کارگاهها خود را مجدد آموزش داد.
the goal is to reskill employees and prepare them for future challenges.
هدف آموزش مجدد کارکنان و آماده سازی آنها برای چالشهای آینده است.
reskilling programs provide opportunities for career advancement.
برنامههای آموزش مجدد فرصتهایی برای پیشرفت شغلی فراهم میکنند.
the factory implemented a program to reskill assembly line workers.
کارخانه یک برنامه را برای آموزش مجدد کارگران خط تولید اجرا کرد.
lifelong learning and reskilling are crucial in today's dynamic job market.
یادگیری طول عمر و آموزش مجدد در بازار کار پویای امروزی حیاتی است.
they offered a comprehensive reskilling program for displaced employees.
آنها یک برنامه آموزش مجدد جامع برای کارکنان جابجا شده ارائه دادند.
reskilled workers
کارگران با مهارتهای جدید
get reskilled
به مهارتهای جدید دست یابی
highly reskilled
بهطور کامل مهارتهای جدید گرفته شده
being reskilled
در حال گرفتن مهارتهای جدید
reskilled employees
کارمندان با مهارتهای جدید
quickly reskilled
به سرعت مهارتهای جدید گرفته شده
successfully reskilled
بهطور موفق مهارتهای جدید گرفته شده
now reskilled
هماکنون مهارتهای جدید گرفته شده
many workers were reskilled to meet the demands of the new technology.
بیشتر کارگران برای پاسخگویی به نیازهای فناوری جدید، مجدد مهارتهای خود را یاد گرفتند.
the company invested heavily in reskilling its workforce.
شرکت به طور گستردهای در آموزش مجدد نیروی کار خود سرمایه گذاری کرد.
she successfully reskilled and transitioned into a data science role.
او موفق به یادگیری مجدد مهارتها و تغییر نقش به یک محقق داده شد.
government programs are focused on reskilling individuals for in-demand jobs.
برنامههای دولتی روی آموزش مجدد فردی برای شغلهای مورد نیاز متمرکز است.
reskilling initiatives can help mitigate the impact of automation.
مظاهر آموزش مجدد میتواند تأثیر خودکارسازی را کاهش دهد.
he reskilled himself through online courses and workshops.
او با استفاده از دورههای آنلاین و کارگاهها خود را مجدد آموزش داد.
the goal is to reskill employees and prepare them for future challenges.
هدف آموزش مجدد کارکنان و آماده سازی آنها برای چالشهای آینده است.
reskilling programs provide opportunities for career advancement.
برنامههای آموزش مجدد فرصتهایی برای پیشرفت شغلی فراهم میکنند.
the factory implemented a program to reskill assembly line workers.
کارخانه یک برنامه را برای آموزش مجدد کارگران خط تولید اجرا کرد.
lifelong learning and reskilling are crucial in today's dynamic job market.
یادگیری طول عمر و آموزش مجدد در بازار کار پویای امروزی حیاتی است.
they offered a comprehensive reskilling program for displaced employees.
آنها یک برنامه آموزش مجدد جامع برای کارکنان جابجا شده ارائه دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید