resort

[ایالات متحده]/rɪˈzɔːt/
[بریتانیا]/rɪˈzɔːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله‌ای برای دستیابی به یک هدف خاص؛ جایی که اغلب بازدید می‌شود؛ مقصد تعطیلات

vi. برای کمک یا حمایت مراجعه کردن؛ استفاده از یک استراتژی یا روش خاص؛ به طور مکرر بازدید کردن.
Word Forms
زمان گذشتهresorted
صفت یا فعل حال استمراریresorting
شکل سوم شخص مفردresorts
جمعresorts
قسمت سوم فعلresorted

عبارات و ترکیب‌ها

luxury resort

استراحتگاه لوکس

beachfront resort

استراحتگاه ساحلی

all-inclusive resort

استراحتگاه همه‌جانبه

family-friendly resort

استراحتگاه مناسب برای خانواده

last resort

آخرین راه‌حل

tourist resort

استراحتگاه توریستی

summer resort

استراحتگاه تابستانی

holiday resort

استراحتگاه تعطیلات

resort hotel

هتل استراحتگاه

ski resort

پیست اسکی

beach resort

استراحتگاه ساحلی

seaside resort

شهرهای ساحلی

scenic resort

استراحتگاه با منظره زیبا

health resort

استراحتگاه بهداشتی

resort city

شهر استراحتگاه

جملات نمونه

to visit a resort

برای بازدید از یک استراحتگاه

to book a resort

برای رزرو یک استراحتگاه

to relax at a resort

برای استراحت در یک استراحتگاه

to explore a resort

برای گشت و گذار در یک استراحتگاه

نمونه‌های واقعی

Under no circumstances should you resort to force.

به هیچ وجه نباید به توسل به زور متوسل شوید.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

But elsewhere, deforestation is a last resort to survive.

اما در جاهای دیگر، تخریب جنگل آخرین راه حل برای زنده ماندن است.

منبع: "BBC Documentary: Home"

Even more frequently she would resort to physical punishment.

او اغلب به تنبیه بدنی متوسل می شد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

Number one on our list, we have holiday resorts.

در صدر لیست ما، استراحتگاه‌های تعطیلات قرار دارند.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

This is a library of last resort.

این یک کتابخانه آخرین راه حل است.

منبع: Listening Digest

That includes the new resort, the City of Dreams.

این شامل استراحتگاه جدید، شهر رویاها است.

منبع: VOA Standard March 2015 Collection

For now, business owners of Mexico's beach resorts are trying to find solutions.

در حال حاضر، صاحبان مشاغل استراحتگاه‌های ساحلی مکزیک در تلاش برای یافتن راه حل هستند.

منبع: VOA Special May 2019 Collection

Not so for European ski resorts in the Alps.

اینطور نیست برای استراحتگاه‌های اسکی اروپایی در آلپ.

منبع: NPR News December 2014 Collection

We should resort to reasoning to settle problems.

ما باید برای حل مشکلات به استدلال متوسل شویم.

منبع: English proverbs

We bought a resort called the Blue Cat.

ما یک استراحتگاه به نام Blue Cat خریدیم.

منبع: Ozark.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید