| جمع | ruiners |
career ruiner
ویرانگر حرفه
relationship ruiner
ویرانگر رابطه
party ruiner
ویرانگر مهمانی
life ruiner
ویرانگر زندگی
ruiner's reputation
شهرت ویرانگر
self-ruiner
خودویرانگر
ruiner at heart
ویرانگر از صمیم قلب
the bad investment could be a career ruiner.
این سرمایهگذاری بد میتواند یک نابهنجا در حرفه باشد.
don't let one mistake be a relationship ruiner.
اجازه ندهید یک اشتباه یک نابهنجا در رابطه باشد.
his reckless behavior proved to be a reputation ruiner.
رفتار بیپروايش نشان داد که یک نابهنجا برای شهرت بوده است.
the new policy could be a business ruiner for small companies.
این سیاست جدید میتواند یک نابهنجا برای کسب و کار شرکتهای کوچک باشد.
a single error can be a project ruiner if not addressed.
یک اشتباه کوچک میتواند یک نابهنجا برای پروژه باشد اگر رسیدگی نشود.
the scandal was a career ruiner for several politicians.
این رسوایی یک نابهنجا برای حرفه چندین سیاستمدار بود.
poor planning can be a deal ruiner in negotiations.
برنامهریزی ضعیف میتواند یک نابهنجا در مذاکرات باشد.
negative reviews can be a sales ruiner for a new product.
نظرات منفی میتواند یک نابهنجا برای فروش یک محصول جدید باشد.
a lack of communication is often a team ruiner.
نبود ارتباط اغلب یک نابهنجا برای تیم است.
the unexpected cost increase was a budget ruiner.
افزایش غیرمنتظره هزینه یک نابهنجا برای بودجه بود.
his constant complaining proved to be a morale ruiner.
شکایتهای دائمی او نشان داد که یک نابهنجا برای روحیه بود.
career ruiner
ویرانگر حرفه
relationship ruiner
ویرانگر رابطه
party ruiner
ویرانگر مهمانی
life ruiner
ویرانگر زندگی
ruiner's reputation
شهرت ویرانگر
self-ruiner
خودویرانگر
ruiner at heart
ویرانگر از صمیم قلب
the bad investment could be a career ruiner.
این سرمایهگذاری بد میتواند یک نابهنجا در حرفه باشد.
don't let one mistake be a relationship ruiner.
اجازه ندهید یک اشتباه یک نابهنجا در رابطه باشد.
his reckless behavior proved to be a reputation ruiner.
رفتار بیپروايش نشان داد که یک نابهنجا برای شهرت بوده است.
the new policy could be a business ruiner for small companies.
این سیاست جدید میتواند یک نابهنجا برای کسب و کار شرکتهای کوچک باشد.
a single error can be a project ruiner if not addressed.
یک اشتباه کوچک میتواند یک نابهنجا برای پروژه باشد اگر رسیدگی نشود.
the scandal was a career ruiner for several politicians.
این رسوایی یک نابهنجا برای حرفه چندین سیاستمدار بود.
poor planning can be a deal ruiner in negotiations.
برنامهریزی ضعیف میتواند یک نابهنجا در مذاکرات باشد.
negative reviews can be a sales ruiner for a new product.
نظرات منفی میتواند یک نابهنجا برای فروش یک محصول جدید باشد.
a lack of communication is often a team ruiner.
نبود ارتباط اغلب یک نابهنجا برای تیم است.
the unexpected cost increase was a budget ruiner.
افزایش غیرمنتظره هزینه یک نابهنجا برای بودجه بود.
his constant complaining proved to be a morale ruiner.
شکایتهای دائمی او نشان داد که یک نابهنجا برای روحیه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید