resuming

[ایالات متحده]/rɪˈzjuːmɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈzuːmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره شروع کردن بعد از یک وقفه؛ دوباره به دست آوردن یا پس گرفتن؛ دوباره اشغال کردن؛ بازگرداندن به یک وضعیت قبلی

عبارات و ترکیب‌ها

resuming work

بازگشت به کار

resuming operations

بازگشت به فعالیت‌ها

resuming activities

بازگشت به فعالیت‌ها

resuming classes

بازگشت به کلاس‌ها

resuming service

بازگشت به ارائه خدمات

resuming meetings

بازگشت به جلسات

resuming play

بازگشت به بازی

resuming training

بازگشت به آموزش

resuming discussions

بازگشت به بحث و گفتگو

resuming travel

بازگشت به سفر

جملات نمونه

we are resuming our regular meetings next week.

ما جلسات منظم خود را هفته آینده از سر می گیریم.

the school is resuming classes after the holiday.

مدارس پس از تعطیلات، دوباره شروع به برگزاری کلاس می کنند.

they are resuming negotiations on the trade agreement.

آنها مذاکرات در مورد توافقنامه تجاری را از سر می گیرند.

she is resuming her studies after a year off.

او پس از یک سال دوری، دوباره تحصیلات خود را از سر می گیرد.

the company is resuming production after the shutdown.

شرکت پس از توقف، تولید را از سر می گیرد.

we are resuming our project next month.

ما پروژه خود را ماه آینده از سر می گیریم.

the team is resuming training after the break.

تیم پس از استراحت، تمرینات خود را از سر می گیرد.

he is resuming his role as manager next week.

او هفته آینده نقش خود را به عنوان مدیر از سر می گیرد.

the event is resuming after being postponed.

این رویداد پس از به تعویق افتادن، دوباره برگزار می شود.

they are resuming their travel plans for the summer.

آنها برنامه های سفر خود را برای تابستان از سر می گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید