reinitiating the process
راهاندازی مجدد فرآیند
reinitiating the system
راهاندازی مجدد سیستم
reinitiating the connection
راهاندازی مجدد ارتباط
reinitiating the service
راهاندازی مجدد سرویس
reinitiating authentication
راهاندازی مجدد مجوزدهی
reinitiating configuration
راهاندازی مجدد پیکربندی
reinitiating synchronization
راهاندازی مجدد همزمانسازی
after the outage, the team is reinitiating the backup process to restore data integrity.
پس از قطعی برق، تیم بازگشت به فرآیند پشتیبانی گیری را آغاز کرده است تا کاملیت داده ها بازگردانده شود.
we are reinitiating talks with the supplier to secure better delivery terms.
ما بازگشت به گفت و گو با تامین کننده را آغاز کرده ایم تا شرایط بهتری برای تحویل به دست آوریم.
the it department is reinitiating the system update that failed overnight.
بخش فناوری اطلاعات بازگشت به بهروزرسانی سیستم را آغاز کرده است که در طول شب فاش شده بود.
to address the complaint, management is reinitiating an internal review of the policy.
برای پاسخگویی به شکایت، مدیریت بازگشت به بررسی داخلی سیاست را آغاز کرده است.
engineers are reinitiating the startup sequence after the safety check cleared.
مهندسان پس از اینکه بررسی ایمنی انجام شد، دوباره توالی راه اندازی را شروع کرده اند.
the clinic is reinitiating treatment after the patient completed the required tests.
کلینیک پس از اینکه بیمار آزمایش های مورد نیاز را انجام داد، درمان را دوباره شروع کرده است.
because the connection dropped, the app is reinitiating the login session.
چون ارتباط قطع شد، اپلیکیشن جلسه ورود را دوباره شروع می کند.
we are reinitiating negotiations to finalize the contract before the deadline.
ما مذاکرات را دوباره شروع کرده ایم تا قبل از مهلت قرارداد را نهایی کنیم.
the project lead is reinitiating coordination with the design team to align timelines.
رییس پروژه بازگشت به هماهنگی با تیم طراحی را آغاز کرده است تا زمان بندی ها را همگام کند.
following the audit, the company is reinitiating compliance training for all staff.
پس از بازرسی، شرکت بازگشت به آموزش های رعایت مقررات برای تمام کارکنان را آغاز کرده است.
the server is reinitiating a health check to confirm all services are running.
سرور بازگشت به بررسی سلامتی را آغاز کرده است تا مطمئن شود که تمام خدمات در حال اجرا هستند.
to rebuild trust, the partners are reinitiating collaboration on the postponed research.
برای بازسازی اعتماد، شرکای بازگشت به همکاری در تحقیقاتی که به تعویق افتاده است را آغاز کرده اند.
reinitiating the process
راهاندازی مجدد فرآیند
reinitiating the system
راهاندازی مجدد سیستم
reinitiating the connection
راهاندازی مجدد ارتباط
reinitiating the service
راهاندازی مجدد سرویس
reinitiating authentication
راهاندازی مجدد مجوزدهی
reinitiating configuration
راهاندازی مجدد پیکربندی
reinitiating synchronization
راهاندازی مجدد همزمانسازی
after the outage, the team is reinitiating the backup process to restore data integrity.
پس از قطعی برق، تیم بازگشت به فرآیند پشتیبانی گیری را آغاز کرده است تا کاملیت داده ها بازگردانده شود.
we are reinitiating talks with the supplier to secure better delivery terms.
ما بازگشت به گفت و گو با تامین کننده را آغاز کرده ایم تا شرایط بهتری برای تحویل به دست آوریم.
the it department is reinitiating the system update that failed overnight.
بخش فناوری اطلاعات بازگشت به بهروزرسانی سیستم را آغاز کرده است که در طول شب فاش شده بود.
to address the complaint, management is reinitiating an internal review of the policy.
برای پاسخگویی به شکایت، مدیریت بازگشت به بررسی داخلی سیاست را آغاز کرده است.
engineers are reinitiating the startup sequence after the safety check cleared.
مهندسان پس از اینکه بررسی ایمنی انجام شد، دوباره توالی راه اندازی را شروع کرده اند.
the clinic is reinitiating treatment after the patient completed the required tests.
کلینیک پس از اینکه بیمار آزمایش های مورد نیاز را انجام داد، درمان را دوباره شروع کرده است.
because the connection dropped, the app is reinitiating the login session.
چون ارتباط قطع شد، اپلیکیشن جلسه ورود را دوباره شروع می کند.
we are reinitiating negotiations to finalize the contract before the deadline.
ما مذاکرات را دوباره شروع کرده ایم تا قبل از مهلت قرارداد را نهایی کنیم.
the project lead is reinitiating coordination with the design team to align timelines.
رییس پروژه بازگشت به هماهنگی با تیم طراحی را آغاز کرده است تا زمان بندی ها را همگام کند.
following the audit, the company is reinitiating compliance training for all staff.
پس از بازرسی، شرکت بازگشت به آموزش های رعایت مقررات برای تمام کارکنان را آغاز کرده است.
the server is reinitiating a health check to confirm all services are running.
سرور بازگشت به بررسی سلامتی را آغاز کرده است تا مطمئن شود که تمام خدمات در حال اجرا هستند.
to rebuild trust, the partners are reinitiating collaboration on the postponed research.
برای بازسازی اعتماد، شرکای بازگشت به همکاری در تحقیقاتی که به تعویق افتاده است را آغاز کرده اند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید