reviving interest
بیدار کردن کُشش
reviving economy
بیدار کردن اقتصاد
reviving memories
بیدار کردن یادها
reviving hope
بیدار کردن امید
reviving tradition
بیدار کردن سنت
reviving spirits
بیدار کردن روح
reviving performance
بیدار کردن عملکرد
reviving the area
بیدار کردن منطقه
reviving a classic
بیدار کردن یک کلاسیک
reviving sales
بیدار کردن فروش
the spa offers a reviving massage to ease muscle tension.
سالن ماساژ این سپا یک ماساژ تجدید کننده را ارائه می دهد تا فشار عضلانی را کاهش دهد.
after a long hike, a cold drink was truly reviving.
پس از یک پیاده روی طولانی، یک نوشیدنی سرد واقعاً تجدید کننده بود.
the garden is reviving beautifully after the spring rains.
باغچه پس از باران های بهاری زیبایی تجدید کننده دارد.
listening to upbeat music can be a reviving experience.
گوش دادن به موسیقی هیجان انگیز می تواند تجربه تجدید کننده ای باشد.
the company is working on reviving its struggling brand.
شرکت در حال کار بر روی تجدید کردن برند خود که در دشواری است.
a weekend getaway proved to be a reviving change of pace.
یک تفریغ از هفته پایانی به عنوان یک تغییر سبک تجدید کننده ثابت شد.
the aroma of freshly brewed coffee is incredibly reviving.
بوی قهوه تازه ساخته شده واقعاً تجدید کننده است.
the project aims at reviving the historic downtown area.
این پروژه هدف دارد تا منطقه مرکزی تاریخی را تجدید کند.
she found the conversation with her old friend reviving.
او با گفتگویش با دوست قدیمی خود تجدید کننده یافت.
the team's victory was a reviving moment for the fans.
پیروزی تیم یک لحظه تجدید کننده برای هواداران بود.
the new policy is designed for reviving economic growth.
سیاست جدید برای تجدید رشد اقتصادی طراحی شده است.
reviving interest
بیدار کردن کُشش
reviving economy
بیدار کردن اقتصاد
reviving memories
بیدار کردن یادها
reviving hope
بیدار کردن امید
reviving tradition
بیدار کردن سنت
reviving spirits
بیدار کردن روح
reviving performance
بیدار کردن عملکرد
reviving the area
بیدار کردن منطقه
reviving a classic
بیدار کردن یک کلاسیک
reviving sales
بیدار کردن فروش
the spa offers a reviving massage to ease muscle tension.
سالن ماساژ این سپا یک ماساژ تجدید کننده را ارائه می دهد تا فشار عضلانی را کاهش دهد.
after a long hike, a cold drink was truly reviving.
پس از یک پیاده روی طولانی، یک نوشیدنی سرد واقعاً تجدید کننده بود.
the garden is reviving beautifully after the spring rains.
باغچه پس از باران های بهاری زیبایی تجدید کننده دارد.
listening to upbeat music can be a reviving experience.
گوش دادن به موسیقی هیجان انگیز می تواند تجربه تجدید کننده ای باشد.
the company is working on reviving its struggling brand.
شرکت در حال کار بر روی تجدید کردن برند خود که در دشواری است.
a weekend getaway proved to be a reviving change of pace.
یک تفریغ از هفته پایانی به عنوان یک تغییر سبک تجدید کننده ثابت شد.
the aroma of freshly brewed coffee is incredibly reviving.
بوی قهوه تازه ساخته شده واقعاً تجدید کننده است.
the project aims at reviving the historic downtown area.
این پروژه هدف دارد تا منطقه مرکزی تاریخی را تجدید کند.
she found the conversation with her old friend reviving.
او با گفتگویش با دوست قدیمی خود تجدید کننده یافت.
the team's victory was a reviving moment for the fans.
پیروزی تیم یک لحظه تجدید کننده برای هواداران بود.
the new policy is designed for reviving economic growth.
سیاست جدید برای تجدید رشد اقتصادی طراحی شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید