revise for
بازبینی برای
revise our judgment of the situation.
قضاوت ما از وضعیت را بازنگری کنید.
You must revise for the examination.
شما باید برای امتحان بازبینی کنید.
revise one's ideas about sb.
بازنگری ایده ها درباره کسی.
You should revise your opinion of him.
شما باید نظر خود را در مورد او بازبینی کنید.
She undertook to revise my compositions.
او متعهد شد تا آثار من را بازبینی کند.
don't revise a few topics to the exclusion of all others.
مطالعه مجدد چند موضوع را به طوری که سایر موضوعات را نادیده بگیرید، انجام ندهید.
if the revised bid is unattractive, it may not be accepted.
اگر پیشنهاد بازبینی شده جذاب نباشد، ممکن است پذیرفته نشود.
an updated and revised edition
یک نسخه بهروز شده و بازبینی شده
I'll have to revise my ideas about Tom.
من باید ایده هایم را در مورد تام بازبینی کنم.
a newly revised edition of a standard reference work.
یک نسخه جدید بازبینی شده از یک مرجع استاندارد.
Simultaneously also revised the input method incompatible question, as well as revised in the partial duty description erroneous character or the misrouting question.
همزمان سؤال مربوط به روش ورودی ناسازگار را نیز بازبینی کرد، و همچنین شخصیت نادرست یا سؤال مربوط به مسیریابی نادرست را در شرح وظایف جزئی بازبینی کرد.
the book was published in 1960 and revised in 1968.
کتاب در سال 1960 منتشر شد و در سال 1968 بازبینی شد.
a revised version of the paper was produced for a later meeting.
یک نسخه بازبینی شده از مقاله برای یک جلسه بعدی تهیه شد.
The revised edition is to all intents and purposes a new book.
نسخه بازبینی شده از همه نظر یک کتاب جدید است.
In the light of these changes, we must revise our plan.
با توجه به این تغییرات، ما باید برنامه خود را بازبینی کنیم.
This dictionary is revised from Treasures of English Words.
این واژهنامه از گنجینههای واژگان انگلیسی بازبینی شده است.
revise for
بازبینی برای
revise our judgment of the situation.
قضاوت ما از وضعیت را بازنگری کنید.
You must revise for the examination.
شما باید برای امتحان بازبینی کنید.
revise one's ideas about sb.
بازنگری ایده ها درباره کسی.
You should revise your opinion of him.
شما باید نظر خود را در مورد او بازبینی کنید.
She undertook to revise my compositions.
او متعهد شد تا آثار من را بازبینی کند.
don't revise a few topics to the exclusion of all others.
مطالعه مجدد چند موضوع را به طوری که سایر موضوعات را نادیده بگیرید، انجام ندهید.
if the revised bid is unattractive, it may not be accepted.
اگر پیشنهاد بازبینی شده جذاب نباشد، ممکن است پذیرفته نشود.
an updated and revised edition
یک نسخه بهروز شده و بازبینی شده
I'll have to revise my ideas about Tom.
من باید ایده هایم را در مورد تام بازبینی کنم.
a newly revised edition of a standard reference work.
یک نسخه جدید بازبینی شده از یک مرجع استاندارد.
Simultaneously also revised the input method incompatible question, as well as revised in the partial duty description erroneous character or the misrouting question.
همزمان سؤال مربوط به روش ورودی ناسازگار را نیز بازبینی کرد، و همچنین شخصیت نادرست یا سؤال مربوط به مسیریابی نادرست را در شرح وظایف جزئی بازبینی کرد.
the book was published in 1960 and revised in 1968.
کتاب در سال 1960 منتشر شد و در سال 1968 بازبینی شد.
a revised version of the paper was produced for a later meeting.
یک نسخه بازبینی شده از مقاله برای یک جلسه بعدی تهیه شد.
The revised edition is to all intents and purposes a new book.
نسخه بازبینی شده از همه نظر یک کتاب جدید است.
In the light of these changes, we must revise our plan.
با توجه به این تغییرات، ما باید برنامه خود را بازبینی کنیم.
This dictionary is revised from Treasures of English Words.
این واژهنامه از گنجینههای واژگان انگلیسی بازبینی شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید