retrace

[ایالات متحده]/rɪˈtreɪs/
[بریتانیا]/rɪˈtreɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

فعل: دوباره رفتن بر روی (همان مسیر یا مراحل)؛ بازگشتن و دوباره انجام دادن (یک طراحی، مسیر و غیره)؛ دنبال کردن یا بازتولید کردن مسیر یا راه.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردretraces
قسمت سوم فعلretraced
زمان گذشتهretraced
صفت یا فعل حال استمراریretracing

عبارات و ترکیب‌ها

retrace your steps

رد کردن مسیر قدم‌های خود

retrace a path

رد کردن یک مسیر

retrace history

رد کردن تاریخچه

جملات نمونه

retrace the progress of civilization

ردیابی پیشرفت تمدن

to retrace past events in one's mind

بازبینی وقایع گذشته در ذهن

I've tried to retrace some of her movements.

سعی کرده‌ام برخی از حرکات او را ردیابی کنم.

I wanted to retrace a particular evolutionary pathway.

من می‌خواستم یک مسیر تکاملی خاص را ردیابی کنم.

he began to retrace his steps to the station car park.

او شروع به بازگشتن قدم‌هایش به سمت پارکینگ ایستگاه کرد.

she turned and retraced her steps.

او برگشت و قدم‌هایش را در مسیر قبلی گذاشت.

We retraced our steps to where we started.

ما قدم‌هایمان را به جایی که شروع کرده بودیم بازگرداندیم.

We retraced our route in an attempt to get back on the right path.

ما مسیر خود را ردیابی کردیم تا دوباره به مسیر درست بازگردیم.

You might find your ticket if you retrace your steps back to the car.

شاید بلیط خود را پیدا کنید اگر قدم‌هایتان را به سمت ماشین برگردانید.

نمونه‌های واقعی

He retraced his steps to look for the umbrella.

او برای پیدا کردن چتر، مسیرش را دنبال کرد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

After we found his body, we retraced his steps.

بعد از اینکه جسدش را پیدا کردیم، مسیرش را دنبال کردیم.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Yeah, won't take long to retrace your steps.

بله، طول زیادی نمی‌کشد تا مسیرت را دنبال کنی.

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

" Well, if I were you, I would retrace your steps" .

"خب، اگر جای شما بودم، مسیرت را دنبال می‌کردم." .

منبع: Engvid Super Teacher Alex - Course Collection

She turned around sharply and retraced her steps down the avenue.

او به طور ناگهانی برگشت و مسیرش را در امتداد بلوار دنبال کرد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Lee Young-Wook, a contact tracer, and her colleagues physically retrace the footsteps.

لی یونگ-ووک، یک ردیاب تماس، و همکارانش به طور فیزیکی مسیر پاها را دنبال می‌کنند.

منبع: CNN 10 Student English December 2020 Collection

Dolores goes off loop, retracing her steps, and reliving past memories along the way.

دولورس از حلقه خارج می‌شود، مسیرش را دنبال می‌کند و در طول مسیر خاطرات گذشته را زنده می‌کند.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

The Scotch half-breed slowly retraced his steps to the camp they had left.

نژاد اسکاتلندی به آرامی مسیرش را تا کمپ‌هایی که ترک کرده بودند، دنبال کرد.

منبع: The Call of the Wild

We’re going retrace the design decisions that have given us our president-day components.

ما قصد داریم تصمیمات طراحی که اجزای روزانه ما را به ما داده‌اند، دنبال کنیم.

منبع: Technology Crash Course

I've decided to retrace the path that Vincent took with his easel that day.

تصمیم گرفتم مسیری را که وینسنت با سه پایه خود در آن روز طی کرد، دنبال کنم.

منبع: Loving Vincent: The Mystery of the Starry Night

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید