retraced

[ایالات متحده]/rɪˈtreɪst/
[بریتانیا]/rɪˈtreɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به مسیر یکسان بازگشتن؛ به یاد آوردن یا بازگو کردن؛ مرور کردن یا تأمل کردن؛ ردیابی کردن به یک منبع

عبارات و ترکیب‌ها

retraced steps

گام‌های بازگشته

retraced path

مسیر بازگشته

retraced journey

سفر بازگشته

retraced history

تاریخچه بازگشته

retraced route

مسیر بازگشتی

retraced timeline

خط زمانی بازگشته

retraced events

رویدادهای بازگشته

retraced decisions

تصمیم‌های بازگشته

retraced actions

اقدامات بازگشته

retraced origins

ریشه‌های بازگشته

جملات نمونه

she retraced her steps to find her lost keys.

او مسیرهایش را دنبال کرد تا کلیدهای گم‌شده‌اش را پیدا کند.

the detective retraced the suspect's movements.

مامور پلیس حرکات مظنون را ردیابی کرد.

he retraced the history of the ancient artifact.

او تاریخ شیء باستانی را ردیابی کرد.

after the mistake, she retraced her calculations.

پس از اشتباه، او محاسبات خود را ردیابی کرد.

the hiker retraced the path back to the campsite.

گردشگر مسیر بازگشت به کمپ را ردیابی کرد.

he retraced his family lineage for the genealogy project.

او برای پروژه ژئنتالوژی، سابقه خانوادگی خود را ردیابی کرد.

she retraced the steps of her childhood memories.

او مراحل خاطرات دوران کودکی خود را ردیابی کرد.

the author retraced the plot of the original story.

نویسنده طرح داستان اصلی را ردیابی کرد.

they retraced their journey to understand what went wrong.

آنها سفر خود را ردیابی کردند تا بفهمند چه اشتباهی رخ داده است.

the archaeologist retraced the excavation site for more clues.

باستان‌شناس محل حفاری را برای یافتن سرنخ‌های بیشتر ردیابی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید