retrogressively

[ایالات متحده]/ˌretrəˈɡresɪvli/
[بریتانیا]/ˌretrəˈɡresɪvli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای رگرسیو یا به عقب گردیدن یا کاهش در توسعه یا کیفیت

جملات نمونه

the civilization retrogressively developed after the natural disaster, losing centuries of technological advancement.

این تمدن به طور رگرسیو پس از وقوع بی‌هودگی طبیعی توسعه یافت و قرن‌ها پیشرفت فناوری را از دست داد.

the company retrogressively changed its policies, abandoning modern practices for outdated ones.

شرکت به طور رگرسیو سیاست‌های خود را تغییر داد و روش‌های مدرن را به نفع روش‌های قدیمی رها کرد.

the species retrogressively evolved, losing specialized adaptations it had gained over millennia.

این گونه به طور رگرسیو تکامل یافت و تطبیقات ویژه‌ای که در طول هزاران سال به دست آورده بود، از دست رفت.

the economy retrogressively transformed, shifting from digital systems back to manual processes.

اقتصاد به طور رگرسیو تغییر کرد و از سیستم‌های دیجیتال به فرآیندهای دستی بازمی‌گشت.

the government retrogressively altered its approach, implementing stricter controls that restricted individual freedoms.

دولت به طور رگرسیو رویکرد خود را تغییر داد و کنترل‌های سخت‌گیرانه‌ای اعمال کرد که آزادی‌های فردی را محدود می‌کرد.

the educational system retrogressively modified its curriculum, removing progressive elements that had benefited students.

سیستم آموزشی به طور رگرسیو محتوای آموزشی خود را تغییر داد و عناصر پیشرفت‌آفرینی که برای دانش‌آموزان مفید بود، حذف کرد.

the technology retrogressively adjusted, with newer devices being deliberately designed with fewer capabilities.

فناوری به طور رگرسیو تنظیم شد و دستگاه‌های جدید به عمد با قابلیت‌های کمتر طراحی شدند.

the social norms retrogressively shifted, with communities returning to more conservative values and practices.

معیارهای اجتماعی به طور رگرسیو تغییر کرد و جوامع به مقادیر و رفتارهای متعهدتر بازمی‌گشتند.

the medical field retrogressively declined in certain regions, with treatable diseases becoming fatal due to lack of modern medicine.

در مناطق خاصی، حوزه پزشکی به طور رگرسیو کاهش یافت و بیماری‌های درمان‌پذیر به دلیل عدم دسترسی به داروهای مدرن به مرگ‌آور تبدیل شدند.

the infrastructure retrogressively deteriorated, as maintenance was neglected in favor of rebuilding older systems.

بنیادنماهای به طور رگرسیو فساد یافتند، زیرا نگهداری را فراموش کردند و به ساختن سیستم‌های قدیمی ترجیح دادند.

the language retrogressively simplified, losing grammatical complexity that had developed over centuries.

زبان به طور رگرسیو ساده‌سازی شد و پیچیدگی گرامری که در طول قرن‌ها توسعه یافته بود، از دست رفت.

the artistic movement retrogressively regressed, abandoning innovative techniques for traditional methods.

حرکت هنری به طور رگرسیو به عقب گردید و روش‌های نوآورانه را به نفع روش‌های سنتی رها کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید