revisiting

[ایالات متحده]/ˌriːˈvɪzɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːˈvɪzɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل دوباره بازدید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

revisiting ideas

بازبینی ایده ها

revisiting memories

بازبینی خاطرات

revisiting plans

بازبینی برنامه ها

revisiting concepts

بازبینی مفاهیم

revisiting strategies

بازبینی استراتژی ها

revisiting goals

بازبینی اهداف

revisiting projects

بازبینی پروژه ها

revisiting history

بازبینی تاریخ

revisiting themes

بازبینی مضامین

revisiting discussions

بازبینی بحث ها

جملات نمونه

revisiting old memories can be therapeutic.

بازبینی خاطرات قدیمی می‌تواند درمانی باشد.

she enjoys revisiting her favorite books every year.

او از بازبینی کتاب‌های مورد علاقه‌اش هر سال لذت می‌برد.

revisiting the site of our first date brought back sweet memories.

بازدید مجدد از مکانی که قرار اولمان را داشتیم، خاطرات شیرین را زنده کرد.

he found joy in revisiting his childhood home.

او از بازبینی مجدد خانه دوران کودکی‌اش لذت برد.

revisiting past experiences can help us learn from our mistakes.

بازبینی تجربیات گذشته می‌تواند به ما کمک کند تا از اشتباهات خود درس بگیریم.

they are revisiting the project to make necessary improvements.

آنها در حال بازبینی مجدد پروژه برای ایجاد بهبودهای لازم هستند.

revisiting your goals regularly can keep you motivated.

بازبینی منظم اهداف شما می‌تواند شما را با انگیزه نگه دارد.

revisiting the museum brought a sense of nostalgia.

بازدید مجدد از موزه، حسی از نوستالژی را به ارمغان آورد.

she is revisiting her travel plans for the summer.

او در حال بازبینی مجدد برنامه‌های سفر تابستانی خود است.

revisiting the topic during the meeting was essential for clarity.

بازبینی مجدد موضوع در طول جلسه برای وضوح ضروری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید