revocators' rights
حقوق بازگشت دهندگان
revocators act
عمل بازگشت دهندگان
revocators' claim
دعاوی بازگشت دهندگان
the company hired experienced revocators to handle the contract disputes.
شرکت با کارکنان مجرب ریوکاتور را استخدام کرد تا با اختلافات قراردادی کار کند.
legislators proposed new laws to limit the power of revocators.
قانونگذاران قوانین جدیدی را برای محدود کردن قدرت ریوکاتورها پیشنهاد دادند.
the court appointed a neutral revocator to oversee the settlement process.
دیوان یک ریوکاتور خنثی را برای نظارت بر فرآیند تسویه حساب منصوب کرد.
shareholder activists often target companies with aggressive revocators.
فعالان سهامداران اغلب شرکتهایی را هدف قرار میدهند که دارای ریوکاتورهای فعال هستند.
the board of directors faced pressure from potential revocators.
هیئت مدیره فشار زیادی از سوی ریوکاتورهای محتمل مواجه شد.
effective revocators are crucial for resolving complex legal battles.
ریوکاتورهای مؤثر برای حل اختلافات حقوقی پیچیده ضروری هستند.
the merger agreement included provisions for handling revocators’ actions.
قرارداد ادغام شامل مقرراتی برای مدیریت اقدامات ریوکاتورها بود.
experienced revocators understand the nuances of contract law.
ریوکاتورهای مجرب نюانسهای قانون قرارداد را میفهمند.
the firm specializes in representing clients against aggressive revocators.
این شرکت در نمایندگی مشتریان علیه ریوکاتورهای فعال متخصص است.
careful due diligence is necessary when dealing with potential revocators.
بررسی دقیق و مراقبتآمیز زمانی که با ریوکاتورهای محتمل کار میکنید ضروری است.
the role of revocators is to ensure fair and transparent processes.
وظیفه ریوکاتورها اطمینان حاصل کردن از فرآیندهای عادلانه و شفاف است.
revocators' rights
حقوق بازگشت دهندگان
revocators act
عمل بازگشت دهندگان
revocators' claim
دعاوی بازگشت دهندگان
the company hired experienced revocators to handle the contract disputes.
شرکت با کارکنان مجرب ریوکاتور را استخدام کرد تا با اختلافات قراردادی کار کند.
legislators proposed new laws to limit the power of revocators.
قانونگذاران قوانین جدیدی را برای محدود کردن قدرت ریوکاتورها پیشنهاد دادند.
the court appointed a neutral revocator to oversee the settlement process.
دیوان یک ریوکاتور خنثی را برای نظارت بر فرآیند تسویه حساب منصوب کرد.
shareholder activists often target companies with aggressive revocators.
فعالان سهامداران اغلب شرکتهایی را هدف قرار میدهند که دارای ریوکاتورهای فعال هستند.
the board of directors faced pressure from potential revocators.
هیئت مدیره فشار زیادی از سوی ریوکاتورهای محتمل مواجه شد.
effective revocators are crucial for resolving complex legal battles.
ریوکاتورهای مؤثر برای حل اختلافات حقوقی پیچیده ضروری هستند.
the merger agreement included provisions for handling revocators’ actions.
قرارداد ادغام شامل مقرراتی برای مدیریت اقدامات ریوکاتورها بود.
experienced revocators understand the nuances of contract law.
ریوکاتورهای مجرب نюانسهای قانون قرارداد را میفهمند.
the firm specializes in representing clients against aggressive revocators.
این شرکت در نمایندگی مشتریان علیه ریوکاتورهای فعال متخصص است.
careful due diligence is necessary when dealing with potential revocators.
بررسی دقیق و مراقبتآمیز زمانی که با ریوکاتورهای محتمل کار میکنید ضروری است.
the role of revocators is to ensure fair and transparent processes.
وظیفه ریوکاتورها اطمینان حاصل کردن از فرآیندهای عادلانه و شفاف است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید