license revoker
لغو کننده گواهی
contract revoker
لغو کننده قرارداد
revoker status
وضعیت لغو کننده
revoker’s right
حق لغو کننده
revoker action
عمل لغو کننده
revoker role
نقش لغو کننده
the company's decision to revoke the offer surprised many applicants.
تصمیم شرکت برای لغو پیشنهاد باعث تعجب بسیاری از درخواستکنندگان شد.
he is a powerful revoker of licenses for negligent professionals.
او یک لغو کننده قدرتمند گواهینامهها برای متخصصان غفلتگر است.
the court has the power to revoke a patent if it finds prior art.
دادگاه دارای قدرت لغو یک پатنت است اگر اثر قبلی را پیدا کند.
the city council voted to revoke the outdated zoning regulations.
شورای شهر به رأی پرداخت تا مقررات زونبندی منسوخ را لغو کند.
the revoker of his membership faced significant backlash from the community.
لغو کننده عضویت او از سوی جامعه با واکنشهای قوی مواجه شد.
the judge can revoke probation for violating the terms of release.
دیوان میتواند آزادی موقت را لغو کند در صورت نقض شرایط آزادی.
the government is considering a proposal to revoke trade agreements.
دولت در حال بررسی پیشنهادی برای لغو قراردادهای تجاری است.
the contract included a clause allowing the revoker to terminate the agreement.
قرارداد شامل یک بند بود که به لغو کننده اجازه میدهد قرارداد را پایان دهد.
the police officer acted as a revoker of the driver's permit for speeding.
پلیسی به عنوان لغو کننده مجوز راننده برای سرعت زیاد عمل کرد.
the board of directors has the authority to revoke employee benefits.
هیئت مدیره دارای اختیار لغو مزایای کارکنان است.
the system automatically revokes access after a period of inactivity.
سیستم به طور خودکار دسترسی را پس از یک دوره فعالیت ناکافی لغو میکند.
license revoker
لغو کننده گواهی
contract revoker
لغو کننده قرارداد
revoker status
وضعیت لغو کننده
revoker’s right
حق لغو کننده
revoker action
عمل لغو کننده
revoker role
نقش لغو کننده
the company's decision to revoke the offer surprised many applicants.
تصمیم شرکت برای لغو پیشنهاد باعث تعجب بسیاری از درخواستکنندگان شد.
he is a powerful revoker of licenses for negligent professionals.
او یک لغو کننده قدرتمند گواهینامهها برای متخصصان غفلتگر است.
the court has the power to revoke a patent if it finds prior art.
دادگاه دارای قدرت لغو یک پатنت است اگر اثر قبلی را پیدا کند.
the city council voted to revoke the outdated zoning regulations.
شورای شهر به رأی پرداخت تا مقررات زونبندی منسوخ را لغو کند.
the revoker of his membership faced significant backlash from the community.
لغو کننده عضویت او از سوی جامعه با واکنشهای قوی مواجه شد.
the judge can revoke probation for violating the terms of release.
دیوان میتواند آزادی موقت را لغو کند در صورت نقض شرایط آزادی.
the government is considering a proposal to revoke trade agreements.
دولت در حال بررسی پیشنهادی برای لغو قراردادهای تجاری است.
the contract included a clause allowing the revoker to terminate the agreement.
قرارداد شامل یک بند بود که به لغو کننده اجازه میدهد قرارداد را پایان دهد.
the police officer acted as a revoker of the driver's permit for speeding.
پلیسی به عنوان لغو کننده مجوز راننده برای سرعت زیاد عمل کرد.
the board of directors has the authority to revoke employee benefits.
هیئت مدیره دارای اختیار لغو مزایای کارکنان است.
the system automatically revokes access after a period of inactivity.
سیستم به طور خودکار دسترسی را پس از یک دوره فعالیت ناکافی لغو میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید