revoltingly

[ایالات متحده]/rɪˈvəʊltɪŋli/
[بریتانیا]/rɪˈvoʊltɪŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که شورشی یا نافرمان است; به طریقی که نفرت‌انگیز یا توهین‌آمیز است

عبارات و ترکیب‌ها

revoltingly sweet

به طرز وحشتناکی شیرین

revoltingly greasy

به طرز وحشتناکی چرب

revoltingly loud

به طرز وحشتناکی بلند

revoltingly dirty

به طرز وحشتناکی کثیف

revoltingly bitter

به طرز وحشتناکی تلخ

revoltingly cold

به طرز وحشتناکی سرد

revoltingly hot

به طرز وحشتناکی داغ

revoltingly bland

به طرز وحشتناکی ملایم

revoltingly thick

به طرز وحشتناکی غلیظ

revoltingly cheap

به طرز وحشتناکی ارزان

جملات نمونه

she found the food revoltingly unappetizing.

او متوجه شد که غذا به طرز وحشتناکی بی‌اشتهایی آور است.

the smell was revoltingly strong.

بوی آن به طرز وحشتناکی قوی بود.

he spoke revoltingly about his opponents.

او به طرز وحشتناکی درباره حریفانش صحبت کرد.

the movie was revoltingly graphic.

فیلم به طرز وحشتناکی گرافیکی بود.

she laughed revoltingly at the misfortune of others.

او به طرز وحشتناکی به بدبختی دیگران خندید.

the conditions in the shelter were revoltingly dirty.

شرایط در پناهگاه به طرز وحشتناکی کثیف بود.

his behavior was revoltingly arrogant.

رفتار او به طرز وحشتناکی مغرورانه بود.

the report contained revoltingly biased information.

گزارش حاوی اطلاعاتی به طرز وحشتناکی مغرضانه بود.

she described the incident revoltingly.

او به طرز وحشتناکی حادثه را توصیف کرد.

the dessert was revoltingly sweet.

دسر به طرز وحشتناکی شیرین بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید