revoltingly sweet
به طرز وحشتناکی شیرین
revoltingly greasy
به طرز وحشتناکی چرب
revoltingly loud
به طرز وحشتناکی بلند
revoltingly dirty
به طرز وحشتناکی کثیف
revoltingly bitter
به طرز وحشتناکی تلخ
revoltingly cold
به طرز وحشتناکی سرد
revoltingly hot
به طرز وحشتناکی داغ
revoltingly bland
به طرز وحشتناکی ملایم
revoltingly thick
به طرز وحشتناکی غلیظ
revoltingly cheap
به طرز وحشتناکی ارزان
she found the food revoltingly unappetizing.
او متوجه شد که غذا به طرز وحشتناکی بیاشتهایی آور است.
the smell was revoltingly strong.
بوی آن به طرز وحشتناکی قوی بود.
he spoke revoltingly about his opponents.
او به طرز وحشتناکی درباره حریفانش صحبت کرد.
the movie was revoltingly graphic.
فیلم به طرز وحشتناکی گرافیکی بود.
she laughed revoltingly at the misfortune of others.
او به طرز وحشتناکی به بدبختی دیگران خندید.
the conditions in the shelter were revoltingly dirty.
شرایط در پناهگاه به طرز وحشتناکی کثیف بود.
his behavior was revoltingly arrogant.
رفتار او به طرز وحشتناکی مغرورانه بود.
the report contained revoltingly biased information.
گزارش حاوی اطلاعاتی به طرز وحشتناکی مغرضانه بود.
she described the incident revoltingly.
او به طرز وحشتناکی حادثه را توصیف کرد.
the dessert was revoltingly sweet.
دسر به طرز وحشتناکی شیرین بود.
revoltingly sweet
به طرز وحشتناکی شیرین
revoltingly greasy
به طرز وحشتناکی چرب
revoltingly loud
به طرز وحشتناکی بلند
revoltingly dirty
به طرز وحشتناکی کثیف
revoltingly bitter
به طرز وحشتناکی تلخ
revoltingly cold
به طرز وحشتناکی سرد
revoltingly hot
به طرز وحشتناکی داغ
revoltingly bland
به طرز وحشتناکی ملایم
revoltingly thick
به طرز وحشتناکی غلیظ
revoltingly cheap
به طرز وحشتناکی ارزان
she found the food revoltingly unappetizing.
او متوجه شد که غذا به طرز وحشتناکی بیاشتهایی آور است.
the smell was revoltingly strong.
بوی آن به طرز وحشتناکی قوی بود.
he spoke revoltingly about his opponents.
او به طرز وحشتناکی درباره حریفانش صحبت کرد.
the movie was revoltingly graphic.
فیلم به طرز وحشتناکی گرافیکی بود.
she laughed revoltingly at the misfortune of others.
او به طرز وحشتناکی به بدبختی دیگران خندید.
the conditions in the shelter were revoltingly dirty.
شرایط در پناهگاه به طرز وحشتناکی کثیف بود.
his behavior was revoltingly arrogant.
رفتار او به طرز وحشتناکی مغرورانه بود.
the report contained revoltingly biased information.
گزارش حاوی اطلاعاتی به طرز وحشتناکی مغرضانه بود.
she described the incident revoltingly.
او به طرز وحشتناکی حادثه را توصیف کرد.
the dessert was revoltingly sweet.
دسر به طرز وحشتناکی شیرین بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید