reworded

[ایالات متحده]/riːˈwɔːdɪd/
[بریتانیا]/riˈwɔrdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکتی reword

عبارات و ترکیب‌ها

reworded text

بازنویسی شده متن

reworded version

نسخه بازنویسی شده

reworded statement

اظهارات بازنویسی شده

reworded content

محتوای بازنویسی شده

reworded sentence

جمله بازنویسی شده

reworded phrase

عبارت بازنویسی شده

reworded question

پرسش بازنویسی شده

reworded response

پاسخ بازنویسی شده

reworded idea

ایده بازنویسی شده

reworded message

پیام بازنویسی شده

جملات نمونه

the text was reworded for clarity.

متن برای وضوح بیشتر بازنویسی شد.

she reworded the instructions for better understanding.

او دستورالعمل‌ها را برای درک بهتر بازنویسی کرد.

the proposal was reworded to address concerns.

پیشنهاد برای رسیدگی به نگرانی‌ها بازنویسی شد.

he reworded the message to make it more polite.

او پیام را برای مؤدب‌تر کردن آن بازنویسی کرد.

the essay was reworded to avoid plagiarism.

مقاله برای جلوگیری از سرقت ادبی بازنویسی شد.

they reworded the contract to include new terms.

آنها قرارداد را برای درج شرایط جدید بازنویسی کردند.

she reworded her speech before the presentation.

او سخنرانی خود را قبل از ارائه بازنویسی کرد.

the article was reworded to fit the new audience.

مقاله برای مطابقت با مخاطب جدید بازنویسی شد.

he reworded the poem to give it a modern twist.

او شعر را با لحنی مدرن بازنویسی کرد.

the guidelines were reworded to enhance user experience.

دستورالعمل‌ها برای بهبود تجربه کاربر بازنویسی شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید